واژگان و اصطلاحات استارتاپی

اصطلاحات استارتاپی - واژگان استارتاپی

به کامل‌ترین و جامع‌ترین مقاله در زمینه اصطلاحات استارتاپی توی گوگل خوش اومدی! بله تیم پرتلاش سایت نوباوه برای شما کاربران عزیز که علاقه‌ دارین اطلاعات‌تون رو در زمینه استارتاپ به صورت تخصصی بالا ببرین و یا به تازگی استارتاپ خودتون رو راه‌اندازی کردین و به این اصطلاحات استارتاپی نیاز دارین، جامع‌ترین محتوا رو گردآوری کردن. پس با من تا انتهای این مقاله همراه باش تا با دنیای واژگان تخصصی در حوزه استارتاپ آشنا بشیم!

پیشنهاد می کنم قبل از ادامه مطالعه مقاله به سراغ مطالعه استارتاپ چیست برید 🙂

علت یادگیری این اصطلاحات استارتاپی چیه؟

تا حالا شده که شما هم مثل من از خودتون بپرسین که دونستن چند تا اصطلاح مهم کفایت میکنه! و اصلا چرا باید تمام اصطلاحات استارتاپی و تخصصی رو یاد بگیریم؟ من اینجام تا این قضیه رو براتون روشن کنم. عاقا از نظر شما برای رسیدن به موفقیت چقد باید تلاش کنیم؟ وقتی که شما تصمیم می‌گیرین کسب و کاری رو راه‌اندازی کنین اما به نتیجه‌ی دلخواهی که میخواستین نمی‌رسین، این به معنای شکست استارتاپ شما نیست! بلکه راه و روشی که انتخاب کرده بودین اشتباه بوده!

باید سعی کنید تا مسیر درست را پیدا کنید. چجوری؟شما برای موفقیت در استارتاپ و کارآفرینی باید یک‌سری اصول و کارهای را انجام بدین و سهل‌انگاری در انجام این اصول، منجر به شکست‌تون خواهد شد.

پس توی مقاله اصطلاحات استارتاپی شما میتونین اصطلاحات استارتاپی و واژه‌های تخصصی حوزه‌ی استارتاپی رو به دو زبان انگلیسی و فارسی یاد بگیرین تا متوجه بشین برای راه‌اندازی یک کسب و کار جدید به چه اطلاعاتی نیاز دارین تا شکست نخورین و به موفقیت برسین.

خب حالا که به اهمیت دونستن این مطالب پی بردیم. بریم که کم‌کم به ترتیب حروف الفبای لاتین، اصطلاحات استارتاپی و کاربردی حوزه استارتاپ رو باهم یاد بگیریم.

واژگان و اصطلاحات استارتاپی و کاربردی حوزه استارتاپ

اصطلاحات استارتاپی حرف A عبارتند از :

  • A Round Financing تامین مالی دور اول:

تامین مالی دور A، یکی از اصطلاحات استارتاپی هست  که به اولین دور و اصلی تامین مالی استارتاپ هست. این میتونه توسط سرمایه‌گذار خصوصی یا خطر پذیر انجام بشه. باید به این نکته هم توجه کنین که یک دور A توسط سرمایه‌گذارای خارجی معمولا بعد از زمانی اتفاق می‌افته که موسس‌ها پول‌های مرحله seed ( اولین حامی استارتاپ‌ها، سرمایه‌گذاران مرحله seed هستن) رو برای اثبات مفهوم کسب و کارشون خرج کردن تا نشون بدن کسب و کار اون‌ها، قابل اعتماد بوده و سودمند خواهد بود.

  • Accelerator شتاب‌دهنده

توی یک شتاب‌دهنده، سرمایه‌گذاری مرحله seed در عوض سهام ارائه میشه. استارتاپ‌ها یا همون شرکت‌های نوپا، به کلاس‌های آموزشی پذیرفته میشن و به صورت گروهی شروع به کار میکنن. به صورت کلی بخوایم بگیم، به اون‌ها یک مهلت نهایی برای تکمیل آموزش‌ها داده میشه که معمولا از یک هفته تا ۶ ماه طول میکشه! بعد استارتاپ‌ها یک برنامه شتابدهی رو با یک روز دمو یا همون نسخه آزمایشی تموم میکنن. تو این برنامه اون‌ها کسب و کار خودشون رو به سرمایه گذاران ارائه میکنن.

  • Accredited Investor سرمایه‌گذار معتبر

سرمایه‌گذار معتبر، یکی از اصطلاحات استارتاپی هست  که در بیشتر کشورها برای یک شخص حقیقی یا حقوقی که تو حوزه سرمایه‌گذاری تخصص، تجربه و ریسک‌پذیری لازم رو داره و توانایی مدیریت صندوق‌های سرمایه‌گذاری رو داشته باشه، گفته میشه! سرمایه‌گذاران معتبر بهترین روش برای جذب سرمایه استارتاپ‌ها به حساب میان!

  • Acqui_hire تملیک_استخدام

تملیک یک شرکت توسط شرکت دیگه که فقط به قصد استخدام‌کردن کارکنان اون شرکت و نه بخاطر ارزش حقیقی خود کسب و کار انجام میشه.

  • Acquisition تملیک_ اکتساب

یکی از اصطلاحات استارتاپی هست و فرایندی که در اون یک شرکت، مقدار زیادی از سهام یک شرکت رو میخره و کنترل اون رو بدست می‌گیره!

  • Add_on Service خدمات افزوده

خدمات افزوده، خدمت‌های تامین‌شده توسط سرمایه‌گذاران خطرپذیره که ماهیت اصلی اون‌ها پولی نیس. مثل کمک به جمع و فراهم کردن یک تیم مدیریتی و یا کمک به شرکت برای آماده‌شدن برای یک IPO (عرضه اولیه سهام)

  • Adventure Capitalist سرمایه‌گذار خطرپذیر

یک سرمایه گذار خطرپذیر یا سرمایه‌گذار کارآفرینی، کارآفرینی هست که از لحاظ مالی به کارآفرین‌های دیگه کمک میکنه و اغلب نقش فعالی توی عملیات‌های شرکت ایفا میکنه. مثل تصاحب مکانی هیئت مدیره شرکت و غیره.

  • Advisor مشاور

فردی که در حین توسعه و رشد دادن استارتاپ توسط کارآفرین‌ها، ارتباطات کسب و کاری، راهنمایی و مشاوره برای اون‌ها ارائه میده!

  • Advisory Board هیئت مشاوره

یک گروه از مشاورهای خارجی یا برون‌سازمانی برای یک گروه از سرمایه‌گذاران خصوصی یا شرکت پورتفولیو هستن. مشاوره‌های متفاوتی توسط این هیئت ارائه میشه که میتونه از استراتژی‌های کلی تا ارزش‌گذاری سهام باشه. هیئت مشاوره نسبت به هیئت‌مدیره کمی غیررسمی تره!

  • Angel Financing تامین مالی فرشته

یکی از اصطلاحات استارتاپی هست که سرمایه اولیه یا همون مرحله seed جمع‌آوری شده از سرمایه‌گذارهای ثروتمند برای شرکت‌های نوپا هست. به این سرمایه‌گذارهای ثروتمند به اصطلاح سرمایه‌گذارهای فرشته میگن!

  • Angel Fund سرمایه فرشته

یک گردهم‌آوری رسمی یا غیررسمی از همه سرمایه‌گذارهای فرشته هست که در بخشی از فرآیند سرمایه‌گذاری همکاری و مشارکت میکنن‌. از ویژگی‌های بارز یک گروه فرشته میتونم به کنترل توسط فرشته‌های عضو گروه که نهاد رو مدیریت میکنن یا روی مدیرهای نهاد کنترل دارن اشاره کنم و همچنین همکاری و مشارکت عضوهای فرشته در فرآیند سرمایه‌کذاری.

  • Angel group گروه فرشته

یکی از اصطلاحات استارتاپی هست که یک سازمان متشکل از سرمایه‌گذاران معتبره که به عنوان بستر برای اون‌ها، جهت همکاری و هماهنگ‌کردن سرمایه‌گذاری‌ها در مراحل seed اولیه شرکت‌های استارتاپ عمل میکنه‌. اعضای گروه معمولا باهم کارمیکنن و منابع، تجربه‌ها و سرمایه‌های خودشون رو از طریق شبکه‌های غیررسمی یا سرمایه‌های رسمی تثبیت میکنن.

  • Angel investor سرمایه‌گذار فرشته

به افراد غیرمرتبط با شرکت که پول‌هاشون رو در کسب و کارهای ریسک‌دار سرمایه‌گذاری میکنن، میگن. اغلب سرمایه‌گذاری آنها بعد از سرمایه‌گذاری موسس‌ها، دوستان و خانواده صورت میگیره. ولی قبل از شرکت‌های سرمایه‌گذار بزرگ مثل سرمایه‌گذارهای خطرپذیر یا VCها هست. کلمه «فرشته» در صنعت سرگرمی بوجود اومده که در اون سرمایه‌گذارها از تولیدات خاصی برای سهیم‌ شدن در سودهای بدست‌اومده از اون، پشتیبانی مالی میکنن.

منظور از تولیدات صنعت سرگرمی، فیلم،سریال، مسابقات ورزشی و هرچیز سرگرم‌کننده دیگه باشه.

الان، افراد ثروتمندتر میتونن هزینه‌های زیادی رو در فرایند توسعه یک شرکت سرمایه‌گذاری کنند‌ که با نام ابر فرشته‌ها شناخته میشن.

همچنین سرمایه‌گذارهای خطرپذیری وجود دارن که بعضی اوقات به همراه فرشته‌ها و با شرایط اون‌ها سرمایه‌گذاری میکنن.

این اصطلاح یک تعریف جدید هم داره و اون اینه که فرشته‌ها، با پول خودشون چک‌هایی مینویسن. درحالیکه VCها با پول افراد دیگه چک مینویسن! ( سرمایه‌گذارهای خطرپذیر معمولا سرمایه‌های مالی رو از طریق سرمایه‌گذارهایی به نام «شرکای محدود» جمع میکنن که به صورت فعالانه توی تصمیمات و عملیات مربوط به سرمایه‌گذاری شرکت نمیکنن. ولی VCها به عنوان «شرکای جامع» عمل میکنن و تصمیمات سرمایه‌گذاری رو میگیرن و روی شرکت‌هایی که سرمایه‌گذاری کردن نظارت دارن!)

  • Annex Fund سرمایه ضمیمه

یکی از اصطلاحات استارتاپی هست که سرمایه‌های ضمیمه، سرمایه‌های کناری هستن که میتونن خزانه‌ای اضافه از پول و سرمایه برای تکمیل سرمایه‌های اصلی VC فراهم کنن.

  • Asset دارایی

یکی از اصطلاحات استارتاپی هست که این کلمه به همه اون منابعی اشاره داره که یک شرکت صاحب اون‌هاست. دارایی‌های رایج میتونن به هر شکل از پول و دارایی باشن. مثل موجودی‌های معامله شده، سرمایه‌گذاری‌ها ‌و چک‌ها.

دارایی‌های ثابت یا سرمایه‌ای، متشکل از اجناس و تجهیزات یک شرکت هستن‌. مثل زمینی که ساختمان روی اون قرار داره، خود ساختمان شرکت و ماشین‌های تکنولوژیک شرکت‌.

دارایی‌های ناملموس یا دارایی‌های معنوی و غیرقابل لمس، به طور عمده متشکل از محافظت دارایی‌های ذهنی، کپی‌رایت‌ها، حقوق انحصاری و امتیازها هستن.

اصطلاحات استارتاپی حرف B عبارتند از :

  • Balance sheet ترارنامه یا صورت وضعیت مالی

یک بیانیه مالی متراکم هست که نشون‌دهنده ماهیت و میزان دارایی‌های شرکت، بدهی‌ها و سرمایه‌های داده‌شده در یک تاریخ مشخص هست.

  • Bear Hug آغوش خرس

آغوش خرس یکی از اصطلاحات استارتاپی هست و پیشنهادیه که مستقیما به هیئت مدیره یک شرکت مورد هدف داده میشه. این پیشنهاد معمولا برای بالا‌بردن فشار روی شرکت مورد هدف داده میشه که در اون خطری مبنی بر امکان ارائه پیشنهاد پایین‌تر ممکنه. یعنی شرکت‌ موردنظر از این خطر آگاهی داره و در صورت قبول نکردن این پیشنهاد با قیمت بالا، احتمالا مجبور میشه پیشنهادی ارزون‌تر رو قبول کنه. بخاطر همین تحت فشار قرار میگیره.

  • Benchmark بنچمارک

یکی از اصطلاحات استارتاپی هست . بنچمارک‌ها هدف‌های عملکردی هستن که موفقیت یک شرکت بر اساس اون‌ها اندازه‌گیری میشن. معمولا توسط سرمایه‌گذارها استفاده میشن تا مشخص کنن که شرکت باید سرمایه اضافی دریافت کنه یا مدیریت باید سهام اضافی دریافت کنه!

  • Best Effort بهترین تلاش

یکی از اصطلاحات استارتاپی هست که یک عرضه عمومی یا اوراق بهاداره که در اون بانکدار سرمایه‌گذار موافقت میکنه که تا حد ممکن اوراق رو توزیع کنه یعنی بهترین تلاش خودش رو برای اینکار انجام بده و سهام و اوراق باقی مانده رو به صادرکننده اون برگردونه.

  • Big Hairy Audacious Goal هدف ترسناک پرموی بزرگ

چشم انداز بزرگ و فراگیر یک موسس شرکت نوپا یا استارتاپ برای تغییر دادن دنیا.

  • Black Swan قوی سیاه

به یک رویداد غیر منتظره با عواقب شدید میگن. قوی سیاه استعاره‌ای هست از پیشامدهایی که مشاهده اون‌ها شگفت انگیز و خیلی نادره! و چون کسی به طور معمول انتظار وقوع اون‌ها رو نداره وقتی اتفاق می‌افته گروه‌های مردمی در توجیه دلایل وقوع چنین پدیده هایی گاهی به استدلال غیرعقلانی و حتی خرافی روی میارن. جدا از اندیشه این گروه‌ها، در توجیه علت و عواقب این پدیده‌ها معمولا بین روشنفکران و خردگرایان هم یه خبرایی از اختلاف نظر و کشمکش‌ها بنظر میاد که ممکنه دهه‌ها و سده‌ها به نتیجه‌گیری درستی ختم نشه!

  • Blind Pool خزانه کورکورانه

یکی از اصطلاحات استارتاپی هست که یک خزانه کورکورانه، یک شراکت محدوده که در اون مشخص نمیشه که شریک جامع، قصد دنبال کردن چه فرصت‌های سرمایه‌گذاری رو داره.

  • Board of Directors هیئت مدیره

به یک گروه از افراد انتخاب شده توسط سهامداران شرکت میگن که اغلب توسط شرایط مذاکره‌شده سهامداران مشخص میشن که در مورد مسائل اصلی شرکت تصمیم گیری می کنند. مثل استخدام و اخراج مدیر عامل اجرایی و غیره.

  • Bond اوراق قرضه

نوع خاصی از اسناد قرضی هست که به رایج‌ترین صورت توسط نهادهای دولتی فروخته میشه و سندی هست که به موجب اون شرکت منتشرکننده متعهد میشه که مبالغ مشخصی رو در زمانهای خاص به دارنده اون پرداخت کنه و در زمان مشخص یا سررسید، اصل مبلغ رو باز پرداخت کنه. دارنده اوراق به عنوان بستانکار حق دریافت اصل و بهره اون رو داره!

  • Book Value ارزش دفتری سهام

ارزش دفتری سهام با جمع کردن همه دارایی‌های رایج و ثابت از ترازنامه شرکت و کسرکردن همه قرض‌ها، بدهی‌های دیگه و تسویه هزینه‌های همه سهام ممتاز تعیین میشه.

مبلغ به دست اومده به تعداد سهام موجود در دست سهامداران تقسیم میشه و نتیجه بدست اومده ارزش دفتری هر سهام رو مشخص میکنه!

ارزش دفتری، از تقسیم حقوق صاحبان سهام در ترازنامه بر تعداد سهام به دست میاد .

  • Bootstrapping بوت استرپینگ

به تامین مالی یک شرکت فقط با سرمایه گذاری مجدد سودهای اولیه میگن؛ (بوت استرپ به حلقه‌ای در کنار و پشت چکمه‌ها گفته میشه که از اون‌ها برای بالا کشیدن چکمه استفاده میشه و در انگلیسی از اون به صورت کنایه‌ای برای توضیح دادن مواردی استفاده میشه که در اون فرد با سازمان از منابع موجود خود به جای منابع خارجی استفاده میکنه!)

  • Bridge Financing تامین مالی پلی

مقداری محدود از تامین مالی خصوصی یا قرض کوتاه مدت که معمولا در طی ۶-۱۸ ماه از یک عرضه‌ عمومی یا همون اوراق پیش بینی شده یا یک عرضه خصوصی جمع آوری میشه که قصد از اون‌ها ساختن  پل  و متصل کردن شرکت به دور بعدی تامین مالی هست.

  • Bridge loan وام موقت

این نوع وام به Swing loan هم معروفه و به مساعده‌هایی گفته میشه که بر اساس میزان درآمد به یک شخص داده میشه و فاصله بین درآمدهای عمده رو پر میکنه.

  • Bridge Loan قرض پلی

قرض پلی، یک قرض کوتاه مدت و موقته که برای استفاده در مدتی موقتی، معمولا یک سال، دریافت میشه تا اینکه قرض‌گیرنده بتونه به یک بسته تامین مالی بلندمدت و جامع‌تر دست پیدا کنه.

  • Broker کارگزار

افراد یا شرکت‌های دارای مجوز، که هزینه دریافت میکنن، تا از سرمایه‌گذارها و سرمایه‌های خصوصی برای شرکت‌های استارتاپ، سرمایه های مالی جمع آوری کنن.

  • Burn Out خاموش شدن یا سوختن

رقیق‌سازی شدید سهام، به دلیل یک دور تامین مالی!

  • Burning Rate نرخ سوختن

نرخ خرج‌کردن پول نقد خالص توسط شرکت در یک دوره زمانی خاص؛ معمولا یک ماه.

  • Business  Cluster خوشه تجاری یا گروه تجاری

یک خوشه تجاری یک تمرکز جغرافیایی از کسب وکارهای متصل، تامین‌کنندگان و مؤسسات مرتبط در یک حوزه خاص هست. خوشه‌ها به منظور بالابردن بهره‌وری شرکت‌ها در سطح ملی و جهانی جهت افزایش قدرت رقابت در نظر گرفته میشن. در مطالعات شهری، اصطلاح تراکم مورد استفاده قرار میگیره. خوشه‌ها همچنین جنبه‌های مهم مدیریت استراتژیک هستن. مانند دره سیلیکون و تپه‌هالیوود.

خوشه تجاری، همچنین به عنوان خوشه صنعتی یا خوشه رقابتی هم شناخته میشه، توسط مایکل پورتر در ۱۹۹۰ معرفی و محبوب شد. مایکل پورتر ادعا میکنه که خوشه‌ها از سه طریق روی رقابت‌ها تاثیر میزارن:

  1. افزایش بهره‌وری شرکت‌ها در خوشه
  2. اجرای نوآوری در این زمینه
  3. انگیزش کسب و کار جدید در این زمینه

در حال حاضر، مهمترین مزیت رقابت، چگونگی استفاده شرکت‌ها از منابع ورودی، بوسیله نوآوری مداوم هست.

  • Business Model Canvas بوم مدل کسب و کار

نمودار یا بوم مدل کسب و کار که بر اساس ۹ بلوک سازنده هست، یک ابزار کارآفرینیه که کارآفرین‌ها رو قادر به طراحی، توسعه، بیان مفصل، به چالش کشیدن، تاسیس‌کردن و چرخوندن مدل کسب و کاری استراتژیک خودشون میکنه.

بلوک‌های سازنده اشاره شده در بالا عبارتند از: تقسیم بندی مشتریان، گزاره ارزش، کانال‌ها، ارتباطات مشتری، جریان‌های درآمدی، منابع کلیدی، فعالیت‌های کلیدی، شراکت‌های‌کلیدی و ساختارهای هزینه.

  • Business Plan طرح کسب و کار

بیزینس پلن که میگن همینه! یک سند استفاده شده توسط تیم مدیریت و مبنا و مورد اتکای خیلی بزرگی برای خیلی از سرمایه‌گذارها، که کارآفرین‌ها در شرح تفصیلی مفهوم کسب و کار خودشون و همچنین استراتژی کلی و اهداف مالی شرکت‌شون از اون استفاده می کنن. در سال‌های اخیر، بوم مدل کسب و کار در بین کارآفرین‌ها و مدیرها به عنوان راهنما یا چارچوبی برای تلاش‌های شرکت استارتاپ شدیدا محبوب شده و توی خیلی از موارد توسط این گروه‌ها ( مدیران و کارآفرین ها ) به جای مدل کسب و کاری مورد استفاده قرار میگیره.

  • B2B کسب و کار به کسب و کار

تراکنش و معامله‌های کسب و کاری به کسب و کاری زمانی اتفاق می‌افته که یک کسب و کار در فعل و انفعالات تجاری و بازرگانی با یک یا چندین کسب و کار دیگه تعامل میکنه؛ با این سناریو، یک کسب و کار تامین‌کننده و کسب و کار یا کسب و کارهای دیگه که در معامله شرکت میکنه، مشتری هست.

  • B2C کسب و کار به مصرف کننده

معامله یا تراکنش کسب و کار به مصرف کننده زمانی اتفاق می‌افته که یک کسب و کار در فعل و انفعالات تجاری با مصرف کننده ها به صورت مستقیم تعامل می کنه. با این سناريو، مصرف کننده، کاربر نهایی محصول یا خدمت ارائه شده.

  • Buyout خریدن سهم

خریدن سهم به صورت یکجا، به عنوان خرید یک شرکت یا سهام، خط تولید یا کسب و کار عمده و کنترل‌کننده اون شرکته. تملک اهرمی یا خرید استقراضی، با پول قرض شده و یا از طریق صادر کردن سهام بیشتر انجام میشه.

اصطلاحات استارتاپی حرف C عبارتند از :

  • C2C تجارت

نوعی از سرویسه که کاربران با استفاده از اون، خدمات و کالاهای خودشون رو به کاربران دیگه عرضه میکنن. وب سایت‌ها و سرویس‌های خرید و فروش اجناس دست دوم، از نمونه های تجارت Customer to Customer هستن.

  • Call قرارداد معامله یا دعوت

یک وضعیت قراردادیه که به شرکت امکانی برای متقاعد‌کردن سرمایه‌گذار جهت فروختن سهام‌هاشون رو فراهم میکنه.

  • Call Option قرارداد اختیار معامله

به حق خریدن سهام با قیمت داده شده یا محدوده ای از قیمت داده شده در یک بازه زمانی خاص میگن.

  • Call to Action تقاضا برای اقدام

تقاضا برای اقدام یا تقاضای اقدام Call to ) ( Action که بهش CTA هم گفته میشه یکی از اصطلاحات استارتاپی هست  که تقاضا یا تحریک فرد برای انجام یک اقدام خاص هست، که معمولا ازش برای تست استفاده میشه تا یک یا چند فرضیه مورد آزمون قرار بگیره . تقاضا برای اقدام برای انجام اهداف از پیش تعیین شدہ در قسمت‌های مختلف وب‌سایت یا اپلیکیشن مث دکمه‌ها، لینک‌ها، بنرها و غیره استفاده میشه که کاربر رو برای انجام کاری تشویق میکنن. به عنوان مثال عضویت تو سایت، دانلود نسخه آزمایشی نرم افزار، سفارش محصول و از این نوع میتونن باشن . به هر یک از این المان ها Call to Action میگن. بنابراین همیشه باید رنگی برای CTA استفاده بشه که در طراحی شما شاخص باشه. از طرفی هر چه CTA شما بزرگتر باشه توجه بیشتری رو به خودش جلب میکنه و بنابراین کانون تمرکز رو تو یه صفحه خاص تعیین میکنه.

  • Capital سرمایه

به دارایی‌های مالی گفته میشه که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستن. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده میکنن و مقدار اون رو افزایش میدن تا به رشد استارتاپ کمک کنن.

  • Capital Expenditures هزینه سرمایه ای

هزینه های سرمایه ای، پول‌های خرج شده توسط یک شرکت برای اضافه کردن یا گسترش ملک، تاسیسات و دارایی‌های تجهیزاتی هستن که انتظار میره که در بازه زمانی طولانی بیش از یک‌ سال برای شرکت سود به ارمغان بیارن.

  5 + 1 دلیل موفقیت استارتاپ

همچنین هزینه‌هایی هستن که برای ایجاد سود در آینده صرف میشن. هزینه سرمایه‌ای صرف خرید دارایی‌های ثابت و مولد جدید یا افزودن ارزش دارایی‌های ثابت و مولد موجود میشه!

  • Capital Gains عواید سرمایه ای

به تفاوت بین قیمت خرید و فروش یک دارایی، زمانی که قیمت فروش بالاتره میگن. از عواید سرمایه ای بلند مدت ( برای دارایی‌های نگه داشته شده به مدت یک سال یا بالاتر) به میزان کمتری از درآمدهای معمولی مالیات گرفته میشه.

عواید سرمایه، منفعت به وجود اومده برای یک سرمایه‌گذار از فروش یک سهام، اوراق قرضه یا اوراق بهادار موجود در صندوق سرمایه‌گذاری مشترک با قیمتی بالاتر از قیمت خرید اونهاست. عایده سرمایه‌ای معمولا میزان هزینه برآورده‌شده ( قیمت فروش خالص ) و سرمایه گذاری انجام‌شده کمتر ( با تنظیم مبناهای مالیاتی) در دارایی هست.

یک عایده سرمایه‌ای میتونه کوتاه‌مدت (یک سال یا کمتر) یا بلند مدت ( بیش از یک سال) باشه و باید در مالیات‌های درآمدی درخواست بازپرداخت بشه.

  • Capital  Under Management سرمایه تحت مدیریت

میزان سرمایه موجود برای یک تیم مدیریت سرمایه VC یا فرشته جهت سرمایه گذاری‌های ریسک‌دار در استارتاپ‌ها.

  • Capitalization Table جدول سرمایه گذاری

یک جدول نشان دهنده مقدار سهام یا مالکیت واحدی که توسط هر سرمایه‌گذار در یک ابر شرکت یا
LLC( شرکت با مسئولیت محدود ) نگهداری میشه، و معمولا شامل خزانه های سهام موسس‌ها، سهام سرمایه‌گذارها و سهام مشاور کارکنانه.

  • Capitalize جزو دارایی حساب کردن

ضبط‌کردن یک هزینه به عنوان یک دارایی ( بر خلاف حساب کردن اون به عنوان خرج ) که قراره دچار استهلاک و کاهش بها قرار بگیره.

  • Carried  Interest بهره به تعویق افتاده

میزان هرگونه عایده برآورده شده توسط صندوق سرمایه که حق مدیران سرمایه هست که عموما نیازی به دادن اون هزینه به صندوق سرمایه نیست! مبالغ پرداختی بهره‌های به تعویق افتاده صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر عادی هستن، تا انگیزه‌های اقتصادی چشمگیری برای مدیران صندوق سرمایه خطرپذیر، جهت دستیابی به عایده‌های سرمایه‌ای ایجاد بشه.

  • Cash Position موقعیت نقدی

به مقدار پول نقد موجود در یک شرکت در یک نقطه معین در زمان میگن.

  • Chief  Analytics Officer مدیر ارشد آنالیز و تجزیه و تحليل

مدیر ارشد اجرایی مسئول برای جنبه های تحلیلی یک شرکت هست.

  • Chief Executive Officer مدیر عامل اجرایی

مدیر ارشد اجرایی مسئول برای مدیریت کلی یک شرکته.

  • Chief Financial Officer مدیر ارشد مالی

مدیر ارشد اجرایی که مسئول جنبه های مالی یک شرکت محسوب میشه.

  • Chief Information Officer مدیر ارشد فناوری اطلاعات

مدیر ارشد اجرایی که مسئول جنبه‌های اطلاعاتی یک شرکت محسوب میشه.

  • Chief Marketing Officer مدیر ارشد بازاریابی

مدیر ارشد اجرایی که مسئول جنبه های بازاریابی یک شرکته.

  • Chief  Operations Officer مدیر ارشد عملیات

مدیر ارشد اجرایی که مسئول جنبه های عملیاتی یک شرکت محسوب میشه.

  • Chief Security ( Officer ) مدیر ارشد امنیت

مدیر ارشد اجرایی که مسئول جنبه های امنیتی یک شرکت میباشد.

  • Clawback پس گرفتن( اجباری) پول

تعهد پس گرفتن پول، نشون‌دهنده وعده شریک جامع در این زمینه هست که در بازه زمانی وجود داشتن سرمایه، مدیرها بیشتر از میزان معامله و مشخص شده، سهمی از سرمایه توزیع شده رو دریافت نمیکنن.

به طور کلی، این امر به این معنیه که شریک جامع یا کلی در صورت وجود داشتن سود انباشته شده برای سرمایه موجود، نمیتونن بیشتر از یک درصد مشخص شده ( مثلا ۲۰ ٪ ) از اون‌ رو نگهداری کنه. در هنگام اجرا شدن پس گرفتن اجباری پول، بر اساس این تعهد، شریک کلی باید هزینه‌ای رو به شرکای محدود پرداخت کنه که برابره با مبلغی که به عنوان توزیع‌های مازاد یا اضافه شناخته میشه.

  • Closing بستن

یک رویداد سرمایه‌گذاری که بعد از تکمیل اسناد رسمی مورد نیاز در بین سرمایه‌گذار و یک شرکت یا بعد از انتقال پول در عوض مالکیت شرکت و یا در عوض بدهی صورت می گیرد.

معامله‌ای هست که بعد از تبادل همه‌ی اسناد قانونی و حقوقی در بین کارآفرین و سرمایه‌گذار و در حین به وجود اومدن نیاز به سرمایه مالی در قرارداد اون‌ها صورت میگیره. وقتی که یک سرمایه‌گذار قرارداد رو میبنده، یعنی اون‌ها با کارآفرین درباره جزئیات مرتبط با مالکیت شرکت و تعهدات مالی، مذاکره‌های لازم را انجام دادن.

بستن، آخرین رویداد برای تکمیل سرمایه گذاریه! که در اون زمان همه‌ی اسناد قانونی امضا شدن و همه‌ی سرمایه‌ها انتقال یافتن .

  • Co_invest سرمایه گذاری مشترک

وقتی که بیشتر از یک سرمایه‌گذار با هم در یک سرمایه‌گذاری با شرایط مشابه شرکت میکنن.

  • Co – investment سرمایه مشترک

هم نشری یک دور تامین مالی با سرمایه گذاری خصوصی یا سرمایه‌گذاری انجام شده توسط یک شخص به همراه سرمایه بدست اومده از سرمایه‌گذاری خصوصی در یک دور تامین مالی.

  • Committed Capital سرمایه مالی سپرده شده

به  مقدار کل سرمایه گرو گذاشته شده برای یک سرمایه گذاری خصوصی میگن.

  • Common Stock سهام عادی

طبقه‌ای از مالکیت که ادعای کمتری از سودها و دارایی ها نسبت به سهام ممتاز دارن. خریدن سهام عادی ریسک بیشتری رو در پی داره چون که در هنگام تصفیه امور شرکت، افراد دارای سهام عادی، آخرین افرادی هستن که میتونن مدعی دارایی‌های شرکت باشن.

یک واحد از مالکیت یک شرکت، در صورتی که شرکت مورد نظر یک شرکت عمومی باشه، سهام در بین سرمایه گذارها در معامله‌های مختلف تبادل میشه. صاحبان سهام عادی معمولا میتونن در انتخاب روسا و رویدادهای مهم دیگه رای بدن و در برخی از موارد از دارایی‌ها و سهام خود سود دریافت کنن. سرمایه‌گذارانی که سهام عادی خریداری می کنن، امیدوار به این هستند که قیمت سهام بالا بره تا اینکه ارزش سرمایه‌گذاری اون‌ها هم افزایش پیدا کنه. سهام عادی هیچ گونه ضمانت عملکردی ارائه نمیده. علاوه بر این در صورتی که شرکت منهدم بشه، مطالبه‌های بستانکاران با وثیقه و بدون وثیقه و صاحبان اوراق قرضه و سهام ممتاز، اولویت بیشتری نسبت به مطالبه‌های صاحبان سهام عادی پیدا میکنن.

این اصطلاح نشون میده که یکی از اجزای اصلی در مالیکت شرکت‌ها هست. افرادی که صاحب سهام عادی هستن ( سهامداران عادی )، معمولا حق رای دادن در موضوع‌های تصمیم‌گیری شرکت و انتخاب افراد هیئت اجرایی رو دارن. از طریق افزایش قیمت سرمایه ها و سودهای شرکت، سهامداران عادی هم میتونن در موفقیت مالی شرکتشون سهیم باشن.

  • Community Manager مدیر توسعه جامعه کارآفرینی

یک مدیر توسعه جامعه کارآفرینی، مسئول حمایت و پشتیبانی از برند در شبکه‌ها و اجتماعات کارآفرینی و استارتاپی بوده و با ایجاد شخصیت اجتماعی قابل قبول و منحصر بفردی از خودش به طور فعال از درون جامعه و اکوسیستم برای ایجاد شبکه افراد، ارتباط با مشتریان بالقوه و … بهره میگیره.

  • Company By_Laws آیین نامه شرکت

به موافقت نامه‌های کتبی برقرار شده جهت تعریف کردن نحوه‌ی اداره و مدیریت شرکت‌ها میگن. این موارد بر خلاف شرکت‌های دارای مسئولیت محدود، مخصوصا برای ابرشرکت‌ها برقرار میشن و از این رو به موضوعات مرتبط با هیئت‌ها و صدور سهام رسیدگی میکنن که عبارتند از حقوق سهامداران، تدارکات لازم برای انتخاب مقام‌ها و رئیس‌ها و همچنین تعریف و تشریح قوانین متنوع اداره‌کردن شرکت که شرکت مورد نظر تحت این قوانین اداره میشه.

  • Compound Annual Growth Rate نرخ رشد مرکب سالانه

نرخ رشد مرکب سالانه اصطلاح ویژه‌ای برای یک کسب و کار و سرمایه‌گذاری هست که با نسبت تصاعد هندسی، میزان ثابتی برای بازگشت سرمایه در یک دوره زمانی تعیین میکنه نرخ رشد سال به سال که به یک سرمایه‌گذاری یا جنبه‌های دیگه یک شرکت با استفاده از مقدار پایه اعمال میشه.

  • Conversion Ratio نسبت تبدیل

میزان سهامی که اوراق بهادار یا وثيقه‌های قابل تبدیل میتونن به اون میزان تبدیل بشن. نسبت تبدیل برابره با تقسیم ارزش هر اوراق بهادار قابل تبدیل به قیمت تبدیل.

  • Convertible قابل تبدیل

( اوراق ) قابل تبدیل همون اوراق بهادار شرکتی هستن که معمولا سهام یا اوراق قرضه‌ی ممتاز محسوب میشن، و میتونیم اون‌ها رو با هزینه‌ای از قبل تعیین شده، با تعدادی از اوراق بهادار دیگه‌ی شرکت ( معمولا با سهام های عادی ) معاوضه کرد. اوراق قابل تبدیل برای سرمایه‌گذارایی مناسب هستن که به دنبال درآمدی بیشتر از درآمد موجود در سهام عادی هستن و با همدیگه پتانسیل افزایش قیمت بالاتری از اوراق بهادار معمولی دارن. از نقطه نظر صادر کننده‌ی اوراق ویژگی قابلیت تبدیل معمولا برای متقاعد کردن ( سرمایه گذارها) طراحی میشه تا قابلیت عرضه‌ی سهام رو در بازار بالا ببره.

  • Convertible Note وام قابل تبدیل

یک وسیله‌ی قرضی یا همون وام  که میتونیم اون‌ رو به اوراق دیگه‌ای تبدیل کرد، از جمله سهام‌های عادی و ممتاز سهام ممتاز.

  • Convertible Preferred Stock سهام ممتاز قابل تبدیل

سهام ممتازیه که میتونیم او‌ن‌ها رو به سهام عادی یا دسته دیگه‌ای از سهام ممتاز تبدیل کنیم، که هم ممکنه این امر اختیاری و یا اجباری باشه.

  • Convertible  Security اوراق بهادار قابل تبدیل

اوراق قرضه، سهم قرضه یا سهام ممتازی که با قیمتی از پیش مشخص شده با انواع دیگه‌ی اوراق بهادار قابل تعویضه ( معمولا سهام عادی ).

اوراق قابل تبدیل برای سرمایه‌گذارانی مناسب هستن که به دنبال درآمد بالاتر یا محافظت از اولویت اون‌ها در هنگام تصفیه امور شرکت در برابر سهام عادی هستن؛ و با همدیگه پتانسیل افزایش قیمت بالاتری از اوراق بهادار معمولی رو دارن( میتونین اصطلاحات سهام عادی، ترقيق مطالبه و سهام ممتاز رو برای فهم بهتر مشاهده کنین ).

  • Corporate  Charter اساس نامه شرکت

اسناد ثبت شده توسط مقام ثبت کننده شرکت ها، که به عنوان اساس نامه ای برای ثبت کردن تاسیس و وجود داشتن یک شرکت استفاده میشه. بندها یل فقره‌های این اساس نامه معمولا شامل نام، آدرس، بیانیه‌ای از هدف کسب و کار، و جزئیات مرتبط با انواع سهامی هست که شرکت مورد نظر حق صادر کردن اون‌ها رو داره.

  • Corporate Entrepreneurship کارآفرینی سازمانی

فرآیندی هست که سازمان طی میکنه تا همه کارکنان بتونن در نقش کارآفرین انجام وظیفه کنن و تمام فعالیت‌های کارآفرینانه فردی و گروهی به طور مستمر، سریع، راحت در سازمان مرکزی یا شرکت تحت پوشش خودمختار  Spin- off )  )به ثمر برسن .

  • Corporate  Resolution قطعنامه شرکت

سندی که بیان میکنه هیئت مدیره یک شرکت به فرد خاصی قدرت و وکالت عمل کردن از طرف شرکت رو دادن.

  • Corporate Venture سرمایه خطرپذیر شرکتی

یک سرمایه‌گذاری از طرف یک ابرشرکت در یک شرکت دیگه، که معمولا در مراحل اولیه به دلایل استراتژیک انجام میشه.

  • Corporate Venture Capital سرمایه‌گذار خطرپذیر شرکتی

مرکز سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی‌، یک شرکت تابعه از یک ابرشرکت هست که سرمایه‌گذاری‌های مالی مخاطره‌آمیز انجام میده.

سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی یکی از کنش‌های ابرشرکت‌ها هست، که توسط اون ابرشرکت در یک شرکت کوچیکتر در زمینه‌ی مرتبط خود، موقعیت مالکیت اقلیتی بدست میاره.

  • Corporation ابر شرکت

یک ساختار نهادی بزرگه که برای شرکت‌های کسب و کاری که تحت اساس‌نامه اون‌ها مالکیت در دست سهامداران قرار میگیره.

  • Covenant عهدنامه

یک ماده حفاظتی در یک قرارداد هست.

  • Coverage Ratio نسبت پوشش

معیاری برای بررسی قابلیت یک شرکت جهت پرداخت بدهی‌ها و برآورده‌سازی تعهدات مالی خودش.

  • Co – working space فضای کار اشتراکی

فضای کار اشتراکی، فضایی مشترک برای استارتاپ‌ها، کسب و کارها و فریلنسرها هست که به جای کار کردن تو دفاتر کاری سنتی یا کافی شاپ ها ترجیح میدن تو فضای کار گروهی کنار افراد دیگه با تخصص‌های مختلف کارشون رو انجام بدن. در واقع این مراکز فضاهای پویایی مثل فضاهای کاری در شتاب‌دهنده‌ها برای استارتاپ‌ها و  افراد دیگه‌ای که نیاز به فضای کاری دارن فراهم میکنه تا علاوه بر کار در فضای گروهی مناسب، کنار سایر افراد اکوسیستم، به هم افزایی بیشتری برسن. در حال حاضر، زاویه، فضای کار اشتراکی مناسبی رو به استارتاپ‌ها و فریلنسرهای اکوسیستم ارائه میده.

  • Cram Down طرح سازماندهی مجدد

این اصطلاح با نام خاموش شدن یا سوختن هم شناخته میشه. رقیق سازی شدید سهام، به علت یک دور تامین مالی، از درصد مالکیت سرمایه گذار غير شرکت کننده در عملیات و تصمیم‌گیری‌ها در مالکیت صادر کننده سهام.

  • Crowd funding سرمایه‌گذاری جمعی

سرمایه‌گذاری جمعی به فرآیند جمع‌آوری سرمایه مالی برای یک فرآیند دارای ریسک سرمایه‌گذاری در استارتاپ گفته میشه که از طریق هزینه‌ها و پول‌هایی با مقادیر کم و ناچیز از طرف سرمایه‌گذارها (” جمع ” سرمایه گذاری کننده) جمع‌آوری میشه. که متناقض با الگوی جایگزین اونه که در اون مقادیر هنگفتی از پول از تعداد کمی از سرمایه‌گذارها و حامی‌ها جمع‌آوری میشه. خیریه‌ها و مجامع بشر دوستانه به صورت مرسوم و سنتی از هر دو استراتژی برای جذب سرمایه استفاده کردن ( یعنی هم از عموم مردم یا جمع و هم از خیرهای کم تعداد پولدار که خواهان اهدای هزینه‌های مالی بودن)، در حالی که کسب و کارها معمولا از روش‌هایی استفاده کردن که شامل حامیان کمتر ولی بزرگتر و پولدارتر بوده. اینترنت امروزی به صورت گسترده ای باعث افزایش قابلیت جمع‌آوری کننده‌های سرمایه برای تبادل اطلاعات‌، درخواست مبالغ اهدایی و دریافت حمایت مالی از تمامی افرادی شده که میتونن به اینترنت دسترسی داشته باشن.

  • Cumulative Preferred Stock سهام ممتاز با سود انباشته
  مدیران موفق استارتاپی چه ویژگی های دارند ؟

یک سهام با ماده ( قانون ) خاص ، مبنی بر اینکه اگر یک یا چندین سود سهام حذف شوند ( پرداخت نشوند ) ، سودهای حذف شده باید قبل از پرداخت سودهای سهام عادی شرکت ، پرداخت شوند . سهام ممتاز نوعی اوراق بهادار است که دارنده آن نسبت به درآمدها و دارایی های شرکت ، حق یا ادعای محدود و معینی داره.

  • Customer Development مشتری سازی

مشتری سازی چارچوبی ۴ مرحله‌ای برای کشف و ارزیابی اینه که برای محصول‌تون بازار واقعی شناختی، ویژگی‌های درستی برای محصول‌تون ساختید که نیازهای مشتریان رفع کنه، روش‌های مناسب برای جذب و تبدیل مشتریان رو تست و منابع مناسب برای گسترش و توسعه کسب و کارو فراهم کردین یا نه!

مشتری سازی به زبان ساده یعنی زیر سؤال‌بردن فرضیات اصلی کسب و کارتون. مشتری‌سازی روشی مهندسی یا علمی رو برای چیزی که یک کار مهندسی نیست ( ساختن یک کسب و کار ) بکار میگیره.

۴ مرحله مشتری سازی عبارتند از:
  1.  کشف مشتری: یک محصول، مساله یک گروه قابل شناسایی از کاربران حل میکنه.
  2. ارزیابی مشتری: بازار توانایی خریدش رو داره و اونقد بزرگه که بشه بر اساسش یه کسب و کار توجیه پذیر ساخت.
  3. خلق مشتری: کسب و کار به واسطه فروش تکرارپذیر و نقشه راه بازاریابی و فروش، گسترش و توسعه پذیره .
  4. ساخت شرکت: واحدهای شرکت و فرآیندهای عملیاتی برای پشتیبانی از توسعه شرکت شکل گرفتن.
  • Customer  Journey Mapping نقشه سفر مشتری

یکی از ابزارهای مهمی که تو زمینه تجربه‌سازی مشتریان استفاده میشه، نقشه راه یا سفر مشتري هست. در واقع این نقشه شامل كل مراحل، شرایط و حالت‌های احساسی که مشتری در زمان تعامل باهاتون تجربه میکنه. این ابزار نقطه نظر مشتری رو نشون میده و فقط به نقاط تماس با کسب و کار اشاره نمیکنه و کاملا با نقشه نقاط تماس مشتری که نشون دهنده تعامل‌ها یا تماس‌های شخصی با مشتریان هست، تفاوت داره.

نقشه سفر مشتری داستان تجربه مشتری رو از تماس آغازین تا فرآیند ایجاد مشارکت و ایجاد ارتباط طولانی مدت نشون میده. این نقشه میتونه روی بخش خاصی از داستان تمرکز کنه و یا كل تجربه‌ش رو نشون بده. نکته مشترک همه این نقشه ها، تشخیص تعامل بین ما استارتاپ و مشتری هست. تو این نقشه درباره احساسات کاربران، انگیزه هاشون و سوالاتی که تو هر بخش از نقاط تماس ممکن باهاش مواجه بشن، صحبت میشه.

  • Cumulative  Voting Rights رای گیری انباشته

حالتیه که در اون سهامداران حق جمع کردن رای‌های خودشون رو برای متمرکزکردن اون‌ها بر روی انتخاب یک یا چندین مدیر یا رئیس دارن؛ به جای اینکه رای های خودشون رو برای انتخاب همه‌ی مديرها اعمال کنن.

مثلا، اگه در هیئت مدیره شرکت ۱۲ جای خالی برای انتخاب مدیر باشه، یک سهامدار که ۱۰ سهم داره میتونه ۱۰ رای برای هر یک از این جاها بده ( ۱۲۰ = ۱۲۸۱۰ ) . ولی در متد رای‌دهی انباشته، سهامدار میتونه همه‌ی ۱۲۰ رای خودش رو فقط به یک نامزد بده ( یا به هر حالت و هر چند نفر دیگر که بخواد میتونه رای بده).

  • Customer  Lifetime Value ارزش طول عمر مشتری

(پیش بینی میزان سود خالص مرتبط با طول عمر کامل فعلی و آتی ) ارتباط با یک مشتری خاص . یک مشتری در طول عمر خود ، چه میزان سود برای یک کسب و کار ایجاد می کند .

اصطلاحات استارتاپی حرف D عبارتند از :

  • Daily Active Users کاربران فعال روزانه

کاربران متمایز وبسایت که با پیشنهادها یا خدمات ارائه شده توسط سایت به صورت روزانه تعامل دارن.

  • Deal Flow جریان معامله

جریان معامله نرخى هست که پیشنهادهای سرمایه‌گذاری با آن سرعت به موسسه های تامین کننده سرمایه مالی ارائه میشن.

  • Deal Lead رهبر معامله

سرمایه‌گذار یا سازمان سرمایه‌گذاری که مسئولیت اصلی برای سازماندهی یک دور مالی رو در یک شرکت به عهده میگیره. رهبر معامله معمولا شرکت مورد نظر رو پیدا میکنه، شرایط سرمایه‌گذاری را با اون‌ها مذاکره میکنه، بالاترین مقدار ممکن را سرمایه‌گذاری میکنه و به عنوان رابط اصلی در بین شرکت و سرمایه‌گذارهای دیگه ایفای نقش میکنه.

  • Deal Structure ساختار معامله

یکی از اصطلاحات استارتاپی هست  که چارچوب یک معامله در بین سرمایه‌گذارها و یک استارتاپ که معمولا طرح کلی‌ش در یک برگه شرایط مشخص میشه و جزئیات اون در قراردادهای خریداری و اسناد مربوطه دیگه مشخص میشه، که در واقع حقوق و تعهدات طرفین معامله رو مشخص میکنه.

  • Debt بدهی

هر تعهدی که برای یک شخص جهت پرداخت هزینه به یک شخص دیگه باشه. ممکنه یک تعهد اساسی یا مستقیم مثل یک تبصره باشه، و یا یک تعهد ثانوی یا مشروط مثل یک وثیقه باشه.

این اصطلاح به معنی میزان پولیه که یک قرض‌گیرنده به یک شخص، سرمایه گذار، یا یک موسسه وام‌دهی بدهکاره. در اصطلاح سرمایه گذاری، کلمه ی «بدهی» معمولا مرتبط با پرداخت‌های سود سرمایه هست. مثلا وقتی که یک فرد محدودیت ۵۰۰۰ دلاری در کارت اعتباری خودش داره، قرض دهنده ( که معمولا بانک‌ها هستن)، حاضره که به دارنده کارت به میزان ۵۰۰۰ دلار اعتبار پرداخت کنه. اگه قرض دهنده از ۵۰۰ دلار از اون هزینه‌ی کلی رو خرج کنن، تا زمان پرداخت هزینه‌ی کلی فرض میشه که اون‌ها بدهی ۵۰۰ دلاری دارن. پرداخت بخشی از یک مقدار بدهی همیشه شامل سود هست.

  • Debt Instrument اسناد یا ابزار بدهی

هر سندی که نشون‌دهنده تعهد مالی سازنده سند به صاحب سند باشه یعنی فردی که سند به اون داده شده. شامل اوراق قرضه، سهم قرضه و اوراق قرضه یا مالکیت کوتاه مدت هست.

  • Debt Financing تأمین مالی از محل استقراض

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست. این اصطلاح برای زمانی هست که یک شرکت با فروش اوراق قرضه، اوراق بهادار یا اوراق قرضه کوتاه مدت، برای سرمایه در گردش یا هزینه های سرمایه‌ای پول جمع میکنه. در قبال قرض‌دادن پول، افراد یا موسسه‌ها به بستانکار تبدیل میشن و وعده‌ای برای بازپرداخت اصلی و سود بدهی خودشون دریافت میکنن.

  • Debt Table جدول بدهی

جدول بدهی، جدولیه که یک گزارش مختصر و تحلیلی از بدهی‌های استارتاپ، بر اساس انواع اون‌ها، فراهم میکنه. این جدول شامل جزئیات مرتبط با نرخ سودها برای هر سند و الزامات پرداخت اصل و فرع هست.

  • Demo Day روز دمو

زمانیه که در اون به تیم‌هایی که دوره شتابدهی و مراکز رشد رو به پایان میرسونن. فرصتی داده میشه تا ایده‌های کسب و کاری‌شون رو به سرمایه‌گذارها ارائه و نمایش بدن.

  • Depreciation استهلاک

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست که هزینه‌ای ثبت شده برای کاهش ارزش یک دارایی محسوس با عمر طولانی مدت. از اونجایی که این یک هزینه غیر‌نقدی هست، باعث افزایش جریان آزاد نقدینگی میشن و میزان عایدات گزارش‌شده شرکت رو کاهش میده.

این اصطلاح به از دست رفتن تدریجی ارزش واحد پول، سهام و کالاهای مادی گفته میشه.

  • Dilution رقیق شدن مطالبه

صادر‌کردن سهام بیشتر برای یک شرکت باعث رقیق شدن ارزش دارایی‌های سهامداران موجود میشه. کاهش به وجود اومده مالکیت درصدی شرکت برای یک سهامدار خاص در شرکت، که از طریق صادرکردن سهام‌های جدید رخ میده.

  • Director مدیر

فرد انتخاب شده از طرف سهامداران برای ایفای نقش در هیئت مدیره، رئیس کل شرکت، معاون رئیس که همه‌ی مقام‌های اداره کننده‌ی شرکت رو انتخاب میکنن و تصمیم میگیرن که کی باید سود سهام پرداخت بشه؟

همچنین موارد زیاد دیگه رو هم تصمیم‌گیری میکنن.

  • Disclosure Document سند آشکارسازی

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و یک دفترچه هست که عوامل ریسکی مرتبط با یک سرمایه گذاری خاص رو نشون میده.

  • Discounted Convertible Note وام قابل تبدیل به سرمایه دارای تخفیف

وامی که قراره به همون اوراق قرضه و مالکیت خریداری شده در دور آتی سرمایه‌گذاری تبدیل بشه، ولی دارای تخفیف هسن که نشون‌دهنده قدردانی از ریسکی هست که سرمایه‌گذاران اولیه و زود هنگام در هنگام سرمایه‌گذاری اون‌ها رو قبول کرده بودن.

  • Diversification تنوع بخشی

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و به فرآیند پخش سرمایه‌ها در بین انواع مختلف اوراق مالکیت و قرضه و همچنین در بین شرکت‌های متنوع در زمینه های کاری مختلف میگن.

  • Dividend سود سهام

پرداخت‌های تعیین‌شده توسط هیئت مدیره جهت توزیع به صورت متناسب در بین دارایی‌ها و سهام موجود در دست سهامداران در سهام‌های ممتاز ، این سود معمولا مقداری ثابت و مشخص شده هست. در سهام عادی، سود سهام معمولا به ثروت شرکت و مقدار نقدینگی اون‌ها بستگی داره و حتی ممکنه به طور کلی حذف بشه. در صورتی این اتفاق می‌افته که کسب و کار ضعیف باشه و یا هیئت مدیره تصمیم به نگهداری درآمدهای به دست اومده بگیره تا اون‌ها رو در هزینه‌های سرمایه‌ای یا پژوهش و توسعه سرمایه‌گذاری کنه.

  • Dividend Preference اولویت سود سهام

سهامداران ممتاز سود سهام خودشون رو  قبل از سهامداران عادی دریافت میکنن. سودهای پرداخت شده میتونه به صورت انباشته یا غیر انباشته باشه.

  • Double  Bottom Line سود و زیان دو برابر

یکی از اصطلاحات استارتاپی هست  که میگه در سرمایه‌گذاری تاثیری با هدف سنجیدن یک شرکت با تاثیرات مثبت اجتماعی به علاوه بازگشت سرمایه گفته میشه.

  • Down – round دور ( رو به)  پایین

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست. دور پایین زمانیه که بها یا ارزش یک شرکت در زمان سرمایه‌گذاری پایین‌تر از بهای اون در پایان دور مالی قبلی باشه.

  • Drip Feed سرمایه‌گذاری قطره‌ای

به حالتی گفته میشه که سرمایه‌گذارها به جای سرمایه گذاری‌های توده‌ای در استارتاپ، سرمایه‌گذاری‌های کوچیک و بخشی انجام میدن.

  • Drive – by Deal معامله گذرا

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست . معامله‌ گذرا یک اصطلاح عامیانه هست که اغلب اوقات برای اشاره به معامله‌ای استفاده میشه که در اون دلیل سرمایه‌گذاری یک سرمایه‌گذار خطرپذیر در یک استارتاپ، وجود استراتژی خروج سریع در اونه ( گرفتن پول سرمایه‌گذاری شده و خروج از معامله).

در این حالت VC ( سرمایه‌گذار خطرپذیر ) نقش بسیار کمی در مدیریت و نظارت بر استارتاپ داره و یا کلا نقشی در اون نداره.

  • Dry Powder پودر خشک

اصطلاحا به پولی گفته میشه که توسط سرمایه‌گذار خطر پذیر یا فرشته نگهداری میشه تا بتونن سرمایه گذاری‌های بیشتری در شرکت انجام بدن.

  • Due Diligence ارزیابی صلاحیت

فرآیندی که توسط سرمایه‌گذاران بالقوه (افراد یا موسسه ها) برای تحلیل و ارزیابی مطلوبیت، ارزش و پتانسیل یک فرصت سرمایه گذاری انجام میشه. این فرآیندی هست که به موجب اون افراد یا گروهی از افراد، پرس و جوها و تحقیقاتی در مورد یک موضوع خاص انجام میدن.

در دنیای کسب و کار، سرمایه‌گذارها زمانی که میخوان در مورد یک فرصت سرمایه‌گذاری پرس و جو کنن، ارزیابی‌های صلاحیت منظمی انجام میدن. این امر شامل جستجوی اطلاعات تکمیلی موسسان شرکت، بررسی امتیازهای اعتباری کارآفرین، و پیگیری‌های عادی انجام شده از طریق شرکت‌های همکار و دیگر موارد مشابه است. از طرف صاحبان دیگه‌ی کسب و کارهای جدید هم تشویق میشن تا زمانی که یک سرمایه‌گذار بالقوه پیدا میکنن، صلاحیتش رو ارزیابی کنن.

از طریق ارزیابی صلاحیت، هم سرمایه گذار و هم کارآفرین فرصت این رو پیدا میکنن که همدیگه رو به صورت سختگیرانه، برای داشتن پتانسیل یک فرصت سرمایه‌گذاری یا شراکت تحلیل و ارزیابی کنن. ارزیابی صلاحیت به فرآیند تحقیق و ارزیابی گفته میشه، که توسط سرمایه‌گذارها برای فهمیدن جزئیات یک سرمایه‌گذاری بالقوه انجام میشه؛ مثل بررسی عملیات و مدیریت یک شرکت و تصدیق حقایق مادی مرتبط با اون شرکت.

اصطلاحات استارتاپی حرف E عبارتند از :

  • Early Adopters پذیرندگان آغازین

در نظریه نوآوری، گروه اقلیت جامعه، تقریبا ۱۴ درصد جامعه، که مایل به استفاده از ایده‌ها، کالاها، خدمات و فرآیندهای جدید هستن، پذیرندگان اولیه یا آغازین یا Early Adopters هستن. پذیرندگان اولیه معمولا دارای بینش و تحصیلات متوسط به بالا هستن. شرط موفقیت هر محصول جدید، جذب نوآوران و پذیرندگان اولیه هست. به همین خاطر در بوم کسب کار ناب و در بخش مشتریان ذکرشده که حتما باید پذیرندگان اولیه و آغازین خودتون رو شناسایی کنین. بعد از شناسایی این پذیرنگان اولیه و متقاعد کردنشون برای خرید از ما، رفته رفته میشه محصول رو به سمت بازار اکثریت افراد بی اعتنا و بی تفاوت هدایت کرد.

  • Early Exit خروج زود هنگام

یک رویکرد برای سرمایه‌گذاری فرشته که توسط بزيل پیترز به محبوبیت رسید، که در اون هدف از سرمایه گذاری، فروختن شرکت در چندین سال و بدون نیاز به سرمایه گذاری‌های اضافی از طرف VC ها هست، که به موجب اون بازگشت‌های سرمایه‌ای نسبتا بالایی ممکن میشه.

  • Early Stage مرحله اولیه

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست که مشخصه اصلی اون توسعه دادن بازار فروشه. در این مرحله کسب و کار بر روی بازاریابی و فراهم کردن پایداری در کسب و کار تمرکز میشه.

حالتی از یک شرکت که معمولا مرحله کاشت اولیه خودش رو به پایان رسونده و دارای تیم مدیریتی بنیادی یا مرکزی هست و ایده اصلی کسب و کار خودش رو ثابت کرده یا مرحله آزمایشی خودش رو به تموم کرده، کمترین میزان درآمد یا سود سهام رو داره، و هیچ عایده یا جریان نقدی مثبتی در حال حاضر نداره.

این کلمه معمولا به یک شرکت نوپا اشاره داره که از زمان تاسیس اون سه سال یا کمتر از اون میگذره. در حین این مرحله، شرکت هنوز در مراحل جدید رشد و توسعه خودشه. ممکنه اون‌ها در فرآیند آزمایش محصولات و خدمات جدیدی باشن که قصد دارن در آینده‌ای نزدیک اون‌ها رو روانه بازار کنن یا شاید هم محصولی دارن که از قبل عرضه شده و قابل دسترسی برای عموم مردم هست.

  • Earnings Before Interest , Taxes , Depreciation , and Amortization

درآمد قبل از بهره مالیات و استهلاک  EBITDA معیاری برای جریان نقدی هست که به این شکل محاسبه میشه: مخارج – درآمد ( بدون در نظر گرفتن مالیات ، بهره ، تنزل قیمت و استهلاک )

EBITDA به جریان نقدی یک شرکت نگاه می کنه. با در نظر نگرفتن بهره، مالیات، تنزل ارزش و استهلاک، میتونیم میزان پول ورودی یا همون درآمد یک شرکت رو به صورت واضح ببینیم.

این معیار مخصوصا زمانی به درد بخوره که شرکت قصد تصاحب یک شرکت دیگه رو داره، چون EBITDA میتونه همه‌ی پرداخت‌های وامی مورد نیاز برای تامین سرمایه لازم جهت تصاحب کردن رو فراهم کنه. درآمد قبل از بهره، مالیات و استهلاک، شاخص خوبی برای برآورد سودآوری محسوب میشه. اما برای جریان نقدی این قابلیت رو نداره و اغلب به اشتباه، برای برآورد جریان نقدی استفاده میشه .

  • Economies of Scale صرفه جویی به مقیاس

یک قاعده و اصل در صرفه جویی، مبنی بر اینکه با افزایش میزان تولیدات، هزینه تولید هر واحد کاهش پیدا میکنه.

  • Eggubator اگوباتور

یکی دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست که مدل جدیدی از مراکز رشد کسب و کار که مبنای فعالیتشون بر شراکت، اتحاد، شبکه‌های کاری و برنامه‌های نظارتی دائمی استواره. این مدل جدیدترین نوع مراکز رشد کسب وکار هست که نقاط قوت همه مدل‌های قبلی رو داره و ضمن ارتقای اون‌ها اتحادها و مشارکت‌هایی مشخص با خارج و با فارغ التحصیلان و شرکتهای زایشی خودش برقرار میکنه.

  • Elevator Pitch سخنرانی آسانسوری ، معرفی سریع

سخنرانی آسانسوری یا معرفی سریع یک ارائه مختصر هست که معمولا بین ۳۰ تا ۶۰ ثانیه طول میکشه و مفهوم، راهکار، مدل کسب و کار، و استراتژی ورود به بازار فروش یک کارآفرین و یا گزاره ارزشی اون رو به یک سرمایه‌گذار خطرپذیر یا فرشته بالقوه ارائه میده، تا توجه این سرمایه‌گذارها رو جلب کنه، به طوری که به این فرصت سرمایه‌گذاری جذب بشن و بخوان اطلاعات بیشتری در مورد اون بدست بیارن.

  • Employee Stock Option Plan طرح سهام کارکنان

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و یک طرح به وجود اومده توسط یک شرکت که به موجب اون تعداد مشخصی از سهام برای خرید و صدور به بعضی از کارکنان کلیدی شرکت رزرو میشن. چنین سهام‌هایی معمولا در طول یک بازه زمانی واگذار میشن تا یک محرک و انگیزه‌دهنده برای کارکنان شرکت جهت ساختن ارزش طولانی مدت برای شرکت باشن.

  • Employee Stock Ownership Plan طرح مالکیت سهام کارکنان

به یک سرمایه امانی مقرر شده توسط شرکت جهت خرید سهام از طرف کارکنان میگن.

  • Entrepreneur کارآفرین

فردی که یک یا چند کسب و کار رو سازماندهی و اداره میکنه و ریسک‌های فراتر از معمولی رو برای این کار قبول میکنه. کارآفرین‌ها موسسان استارتاپ‌ها هستن و کسایی هستن که سرمایه گذارهای فرشته از اون‌ها حمایت میکنن.

  • Equity حقوق صاحبان سهام

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و به مالکیت در سرمایه یک شرکت در ابر شرکت‌ها، سهام میگن؛که  در شراکت‌های محدود یا LLC ھا ، “ بهره ” یا ” واحد ” گفته میشه‌. این عبارت به مالکیت یک سهامدار در یک شرکت گفته میشه. میزان مالکیت زمانی بدست میاد که یک فرد یا ابر شرکت، یک یا چندین واحد از سهام شرکت رو میخرن ( حق مالی بدست آمده از سهام ). هر چقدر حق مالی خریداری شده بیشتر باشه، مالیکت فرد یا ابر شرکت هم در شرکت مورد نظر بیشتر میشه.

  • Equity Financing ایجاد سرمایه با فروش سهام

ایجاد سرمایه با فروش سهام، اصطلاحیه که برای صدور سهام عادی یا ممتاز یک شرکت جهت جمع آوری پول استفاده میشه. این کار معمولا زمانی انجام میشه که میزان ارزش هر سهام بالا میره؛ یعنی بیشترین میزان پول رو میتونیم به ازای کمترین میزان سهام جمع‌آوری کرد.

  • Equity  Offerings ارائه حق سهامداری

ارائه حق مالی یا سهامداری به جمع‌آوری سرمایه‌های مالی با ارائه‌دادن مالکیت در ابر شرکت، از طریق صادر‌کردن بخشی از سهام عادی یا ممتاز اون گفته میشه.

  • Equity Seed Round دور کشت سرمایه خالص یا مشارکت در سرمایه

زمانی اتفاق می‌افته که یک کارآفرین، اول بخشی از کسب و کار خودش رو ( به همراه همه چیزهای خوب و همه چیزهای نه چندان خوب شرکت، مانند سود و زیان ها) به یک سرمایه‌گذار میفروشه. مشارکت در سرمایه، بر خلاف وام‌ها، نیازی به بازپرداخت نداره.

  • Escrow وجه الضمان، سند یا پول تضمینی

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و زمانی که یک سازمان یا فرد شخص ثالث در یک معامله میزانی پول یا سند پیش خودش نگه میداره، و فقط زمانی اونو آزاد میکنه که یک شرط خاص برآورده بشه.

  • Executive Summary چکیده اجرایی

چکیده اجرایی یک سند یک تا دو صفحه‌ای هست که یک بررسی اجمالی از فرصت کسب و کاری کارآفرین فراهم میکنه. این سند بخش‌های کلیدی طرح کسب و کاری یک استارتاپ رو با تمرکز بر جلب توجه سرمایه‌گذار خلاصه میکنه، تا باعث به وجوداومدن پتانسیل سرمایه‌گذاری بشه.

  اصلی ترین دلایل شکست استارتاپ ها چیست؟

هدف از چکیده اجرایی، جلب توجه سرمایه‌گذاره. به طوری که بخوان بیشتر در مورد این فرصت سرمایه‌گذاری اطلاعات کسب کنن.

  • Exit خروج

خروج به فروش یا تبادل مقدار زیادی از سهام مالکیت شرکت در قبال پول نقد، بدهی، یا حق مالکیت و سهامداری در یک شرکت دیگه گفته میشه.

  • Exit Route راه خروج

راه خروج، متدی هست که توسط اون سرمایه‌گذار میتونه سرمایه‌گذاری خودش رو برآورده کنه یعنی پول خودش رو با سود پس بگیره.

  • Exit Strategy استراتژی خروج

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست که متد مورد نظر یک سرمایه برای تسویه دارایی‌های تصرفی اون و در عین حال دستیابی به حداکثر بازگشت سرمایه ممکن.

این استراتژی‌ها وابسته به شرایط خروج موجود هستن، از جمله شرایط بازار و گرایشات صنعت مورد نظر استراتژی‌های خروج میتونن شامل فروش یا توزیع سهام شرکت پورتفولیو بعد از عرضه اولیه سهام  (IPO )، فروش شرکت پورتفولیو و یا تغییرات در سرمایه‌ سهام باشن.

این استراتژی، رویکرد مذاکره شده یک شرکته که به موجب اون به سرمایه‌گذارها یک رویداد یا زمان خاص در توسعه شرکت داده میشه تا در اون بازگشت سرمایه خودش( ROI ) رو دریافت کنن. این کار رو میشه با یک رویداد تسویه حساب شرکت انجام داد که در اون حق مالکیت اون‌ها به پول نقد تبدیل میشه.

استراتژی خروج روشی هست که با استفاده از اون یک سرمایه‌گذار خطرپذیر یا صاحب کسب و کار میتونه از یک سرمایه‌گذاری که قبلا انجام داده، خارج بشه. به استراتژی خروج، رویداد تسویه امور هم گفته میشه.

  • Expansion Stage Company شرکت در مرحله توسعه

این کلمه به صورت کلی به شرکتی اشاره داره که سه ساله یا بیشتر از اونه. در این بازه زمانی رشد و توسعه، یک شرکت ممکنه که از قبل در تجاری‌سازی محصول یا خدمات خود موفق باشه. ولی به سود مورد نظر خودش نرسیده باشه. شرکتی که در مرحله توسعه خود قرار داره ممکنه به دنبال منابع مالی اضافی بگرده تا ریسک ورشکستگی رو به حداقل برسونه. خیلی از سرمایه‌گذارهای خطرپذیر در طول این مرحله رشد و توسعه شرکت در اون سرمایه‌گذاری میکنن.

  • Expenses مخارج

هزینه‌ای که یک کسب و کار در طول عملیات خودش محتمل میشه تا درآمد ایجاد کنه. در شرایط معمولی، اکثر این مخارج، نقدی هستن؛ مثل دستمزد کارکنان، پرداخت‌های انجام شده به فروشنده‌ها و اجاره‌ها. بقیه مخارج غیر نقدی هستن، مانند استهلاک، که باعث کاهش درآمد خالص میشه، ولی هزینه نقدی نیس.

 اصطلاحات استارتاپی حرف F عبارتند از :

  • Family Lifestyle Business کسب و کار با سبک زندگی خانوادگی

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست که کسب و کار برقرار شده و اداره شده توسط موسسان اون  با هدف توسعه و حفظ یک سبک زندگی خاص یا یک سطح مشخص از درآمد.

چنین کسب و کارهایی معمولا مقیاس‌پذیری محدودی دارن، که دلیلش مسائلی مثل دسترسی محدود به سرمایه، تصمیمات صاحبان در ارتباط با مدل‌های عملکردی کسب و کار و اهداف فراهم‌کردن کارکنان و سرمایه‌گذاری مجدده. خیلی از اون‌ها افراد شاغل تکی و یا گروه‌های کوچیک مثل تیم‌های زن و شوهری هستن. اون‌ها معمولا به صورت شدیدی وابسته به تجربه، مهارت‌ها و تعامل صاحبان کسب و کار هستن‌.

  • Fiduciary Responsibility مسئولیت امانتداری

به مسئولیت اعتماد کردن برای سرمایه گذاری‌های خوب اشاره میکنه که نرخ بازگشت سرمایه خوبی کسب میکنن.

  • Financier سرمایه دار

سرمایه دار، فرد یا موسسه‌ای مالی هست که در تعامل و ارتباط با وام دهی و مدیریت پول هست و یک شرکت اساسی در فعالیت‌های تامین مالی تجاری داره.

  • Finder یابنده

کسیه که به ترتیب‌دادن یک معامله کمک میکنه.

  • First Stage  Capital سرمایه مرحله اول

سرمایه مرحله اول، پول فراهم شده برای کارآفرینی هست که محصول ثابت شده‌ای داره، تا بتونه تولید بازرگانی و بازاریابی اون رو شروع کنه، که مخارجی مثل توسعه بازار، از بین بردن ریسک و جذب کارکنان رو شامل نمیشه.

  • First – round Financing تامین مالی دور اول

تامین مالی دور اول، یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست که اولین سرمایه‌گذاری در یک شرکت، توسط سرمایه‌گذارهای خارجیه.

  • Flat Round دور تخت یا هموار

یک دور سرمایه‌گذاری که در اون ارزش پیش سرمایه‌گذاری یک دور استارتاپ برابر با ارزش پس سرمایه‌گذاری اون از دور قبلیه.

  • Flipping فروش سریع

به عمل خریدن سهام در یک عرضه اولیه عمومی و فروش بلافاصله اون‌ها برای بدست‌آوردن سود گفته میشه. شرکت‌های کارگزاری که صدور سهام‌های جدید رو تایید و امضا میکنن، معمولا مخالف فروش سریع هستند و اغلب سعی می کنند سهام رو برای سرمایه گذارایی اختصاص بدن که حداقل میخوان برای مدتی اونو نگهدارن.

با این‌ حال، فروش سریع یک سهام تازه صادر شده که افزایش ناگهانی در قیمت پیدا کرده، برای خیلی از سرمایه‌گذارها شديدا وسوسه‌کننده هست.

  • Follow – on Investing سرمایه‌گذاری تکمیلی

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و به رویدادی اشاره داره که به موجب اون سرمایه‌گذارها مجددا در زمان دیگه‌ای از رشد و توسعه شرکت، در اون سرمایه‌گذاری میکنن. اغلب اوقات، سرمایه‌گذاری‌های تکمیلی زمانی اتفاق می‌افتن که شرکت به طور برنامه‌ریزی شده عملکرد موفقی نداره .

سرمایه‌گذارهای فرشته معمولا از سرمایه‌گذاری‌های تکمیلی در یک شرکت اجتناب میکنن، چون که ریسک از دست دادن پول اضافی در اون خیلی بالاست.

یک سرمایه‌گذاری متعاقب که توسط سرمایه‌گذاری انجام میشه که قبلا در شرکت سرمایه‌گذاری کرده، و به طور کلی یک سرمایه‌گذاری دیر هنگام در مقایسه با سرمایه‌گذاری اولیه زود هنگام هست.

  • Founder بنیانگذار استارتاپ

به شخصی که استارتاپ رو راه‌اندازی میکنه بنیان‌گذار گفته میشه. این اشخاص معمولا علاقه‌ای به کار کردن برای بقیه ندارن و باور دارن که میتونن با تلاش‌های بی وقفه  دنیای خودشون رو تغییر بدن. این افراد می تونن با  دوستان خودشون در این راه شریک بشن و وظیفه‌های سنگین رو بین خودشون تقسیم کنن. راه‌اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیس و در طی اون، به بنیانگذاران فشار زیادی وارد میشه. اما اگه فعالیت‌های اون‌ها موفقیت‌آمیز باشه، نتیجه اون هم از نظر احساسی و هم از نظر مالی خیلی خوب میشه.

  • Founder / Co_ Founder بنیانگذار و هم بنیانگذار

این دو تا مفهوم رو باید زودتر میگفتم که از قلم افتاده بود تا حالا، میدونم خیلی ابتداییه اما به درخواست برخی عزیزان و برای اینکه مقالمون کامل شه مطرحشون میکنم:

بنیانگذار ، موسس یا فاندر معمولا به کسی گفته میشه که به تنهایی یک کسب و کار یا استارتاپ راه‌اندازی کرده باشه. این شخص میتونه یه بیزنس‌من، برنامه‌نویس، من، شما یا هرکس دیگه‌ای باشه که همه مراحل ایجاد یک کسب و کار رو تنهایی طی میکنه، یا بعضی از کارارو برون‌سپاری میکنه یا یه سری‌ها رو استخدام میکنه که کاراشو انجام بدن.

اما هم بنیانگذا، هم موسس یا کوفاندر وقتی استفاده میشه که دو یا چند نفر با هم اقدام به راه اندازی یک استارتاپ میکنن. این افراد همگی با هم جزو موسسان به حساب میان، این افراد معمولا توانایی‌های مکمل دارن (همزمان میتونن برنامه نویس ، صاحب ایده ، بازاریاب یا بیزنس من باشن ) و بعضا هم توانایی‌های متفاوت تو زمینه‌های مختلف دارن.

یک حالت دیگه هم هست که شما کسب و کاری رو به تنهایی راه میندازی و بعد مدتی به دلایل خاص به افراد دیگه‌ای نیاز داری. مثلا کسی رو وارد میکنی و بهش اختیارات زیادی میدی و علاوه بر اون براش سهم قابل توجهی از سهام استارتاپ رو در نظر میگیری. این شخص بعنوان کوفاندر بحساب میاد و شما که صاحب ایده‌اید میشید فاندر.

  • Founder’s Agreement قرارداد موسسان

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست که یک قرارداد کتبی و رسمی بین موسسان یک شرکت استارتاپ که توافق موسسان رو بر روی مالکیت، نقش‌ها و مسئولیت ها، نحوه اداره شرکت تصمیم‌گیری‌ها و عملیات‌ها ثبت میکنه. مسائلی مثل میزان کمک و اعانه موسس، واگذار‌کردن و خروج یا جدا شدن از شرکت نیز معمولا در این قراردادها آورده میشه. قراردهای موسسان معمولا قراردهای کوتاه‌تر و غیر فنی‌تر در بین موسسان هستن که بعدا با رشد هر چه بیشتر شرکت، توسعه داده شده و به قراردهای عملیاتی یا آیین‌نامه‌های شرکتی تبدیل میشن. قراردادهای عملیاتی و آیین‌نامه‌های شرکتی معمولا شامل همه تدارکات و فقره‌هایی هستن که در یک قرارداد موسسان آورده میشه.

  • Founder’s Stock دارایی یا حق مالکیت موسسان

یکی دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و سهام عادی تحت مالکیت یک یا چندین موسس شرکت، که معمولا زمانی دریافت میشه که شرکت به صورت رسمی به ثبت میرسه و با پول نقد خریداری نمیشه.

  • Founders Shares سهام موسسان

سهام تحت مالکیت موسسان شرکت که هنگام تاسیس اون در دست اون‌ها وجود داره.

  • Free cash flow جریان نقدی آزاد

جریان نقدی یک شرکت که برای کمک کردن به ساختار سرمایه‌ای شرکت در دسترس هست. معمولا به صورت جریان نقدی منهای مخارج سرمایه ای و تعهدات مالیاتی محاسبه میشه‌.

  • Friends  & Family Round دور دوستان و خانواده

یک سرمایه‌گذاری در شرکت که معمولا پس از سرمایه‌گذاری خود موسس، و از طرف افرادی انجام میشه که دلیل اصلی سرمایه‌گذاری اون‌ها، ارتباطشون موسس هست؛ نه آشنایی و دانش از کسب و کار با مورد نظر.

  • Friends and Family دوستان و خانواده

یک روش رایج استارتاپ‌ها برای تامین مالی دور اولیه سرمایه اون‌هاست. یک تخفیف ۲۰ تا ۲۵ درصدی برای دور بعدی مناسب هست. سر حد ارزش‌گذاری بر اساس اندازه افزایش سرمایه و اندازه فرصت سرمایه‌گذاری تعیین میشه.

  • Fund Size اندازه سرمایه

میزان کلی سرمایه مالی سپرده شده توسط سرمایه‌گذاران در یک سرمایه‌گذاری مالی مخاطره آمیز.

  • Funding تامین منابع مالی

این کلمه به صورت همزمان با کلمات تامین مالی و سرمایه مالی استفاده میشه. به میزان پولی اشاره داره که برای یک تلاش کسب و کاری مورد نیازه. مثلا، یک صاحب کسب و کار جدید، ممکنه به دنبال منابع مالی خاصی برای استارتاپ خودش باشه. این صاحب کار میتونه سرمایه جمع‌آوری شده رو برای راه‌اندازی تلاش تجاری خودش و همچنین برای پایدار نگه داشتن کسب و کار خودش استفاده کنه تا زمانی که بتونن سود و منفعت پولی ایجاد کنن.

  • Funding Platform بستر تامین منابع مالی

هر وبسایت اینترنتی که برای تسهیل کردن سرمایه‌گذاری در شرکت‌های خصوصی کمک میکنه.

  • Fundless Equity Sponsors حامیان مالی بدون سرمایه

حامیان مالی بدون سرمایه صاحبان سهام، معامله‌ها رو بدون هر‌گونه سرمایه تخصیص داده شده منبع‌یابی  بررسی میکنن، و حامیان مالی رو در هر معامله آماده میکنن ( یعنی در هر معامله حامیان خاصی رو فراهم میکنن.)

اصطلاحات استارتاپی حرف G  عبارتند از :

  • General Partner شریک عمومی یا جامع

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست که یک شریک در یک شراکت محدود که مسئول همه تصمیمات مدیریتی شراکته. GP دارای مسئولیت اعتمادی جهت عمل کردن به نفع شرکای محدود LP هاست و کاملا اجازه انجام اعمال خودش رو داره.

  • General Solicitation تقاضای سرمایه عمومی

زمانی هست که یک شرکت به صورت عمومی به دنبال سرمایه‌گذارها میگرده که جهت تامین مالی ارائه حق سهامداری هست

  • Getting Out of the Building بیرون زدن از ساختمان

این عبارت رو استیو بانک به عنوان استعاره‌ای از درست و حتمی ندونستن فرضیات کسب و کاری بیان می کنه. تو تولید ناب هم اصلاح ژاپنی   (GENCHI GEMBUTSU ) خودتون برید و وضعیت رو از نزدیک بررسی کنین به کار برده میشه. برید و با مشتریان زنده‌ای که نفس میکشن صحبت کنین ( در صورت امکان رو در رو ) تا اعتبار فرضیاتتون رو بسنجین. برای خیلی از ماها، صحبت کردن با مشتريا کار سختيه، دنبال هر بهونه یا دلیل منطقی میگردن تا این کارو نکنن، مثل نداشتن احساس خوب یا راحت نبودن صحبت تلفنی با غربيه‌ها و غیره، یه دلیل این سر باز زدن، ترس از پس زدن هست. بعضی کارآفرین‌ها ترجیح میدن تا از دارایی‌شون ( ایده بزرگی که شاید مفتم نمی ارزه ) پرستاری کنن تا اینکه بفهمن برای ایده شون بازاری نیس.

  5 + 1 دلیل موفقیت استارتاپ

بخشی از هدف « بیرون زدن از ساختمان » فهمیدن اینه که آیا ایده کسب و کارتون پذیرفته یا نه. اگه نه یا باید بهبودش بدین یا برین سراغ یه ایده دیگه. یادتون نره بیرون زدن از ساختمان یا حتی اعتبارسنجی ایده طراحی شده تا هزینه‌های فرصت و هزینه‌های واقعیتون رو کمینه کنه. ( با نساختن محصولی که کسی نمیخواد.)

  • Golden  Handcuffs دستبندهای طلایی

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و این زمانی اتفاق می‌افته که از یکی از کارکنان شرکت خواسته میشه تا در هنگام خاتمه‌دادن زود هنگام قرارداد کاریش، از سهام واگذار نشده خودش چشم پوشی کنه.

  • Golden  Parachute چتر نجات طلایی

قرارداد استخدام مدیریت ارشد که در هنگام وقوع معامله‌های کنترلی خاص باعث فراهم شدن پرداخت‌های بسیار بزرگ و گرون میشه؛ مثل خرید درصد خاصی از سهام توسط یک نهاد خارجی یا وقتی که یک پیشنهاد خرید برای درصد خاصی از سهام شرکت وجود داره. این مورد در بخش قرارداد استخدام اجرایی بیشتر توضیح داده شده.

  • Golden Rule قانون طلایی

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست که میگه سرمایه‌گذاری که طلا داره، قوانین رو میسازه. ( هم معنی با عبارت کسایی که پول رو میارن، اتوبوس رو میرونن؛ یعنی موارد همه قراردادهای قبلی رو از یاد ببرین، اگه شما به پول نیاز دارین و فقط یک منبع حاضر به پرداخت اون باشه، حاضر میشید همه شرایط اون منبع رو قبول کنین.)

  • Grant Allowance کمک هزینه

پول فراهم شده توسط آژانس دولتی یا سازمان دیگه‌ای که نیاز به بازپرداخت نداره و باعث خرید حق مالکیت نمیشه.

  • Growth Hacking هک رشد

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و اولین بار سین الیس واژه هک رشد رو در سال ۲۰۱۰ بیان کرد. به عقیده سين اليس، هکر رشد هم فردیه که همیشه همه فعالیت‌هاش در جهت رشده، شبیه قطب‌نما که همیشه جهت شمال رو درست نشون میده، هکر رشد هم وظیفه نشون دادن راه رسیدن به رشد رو بر عهده داره.

به طور خلاصه هک رشد مجموعه‌ای از تکنیک‌های توسعه یافته بازاریابیه که از خلاقیت، تفکر تحلیلی و سنجه‌های اجتماعی برای فروش استفاده میکنه و میتونیم اون رو بخشی از بازاریابی دیجیتال در نظر بگیریم که با روش‌هایی مثل  بهینه سازی موتورهای جستوجو ( سئو ) ، تجزیه و تحلیل وب سایت ( آنالیتیکس )، بازاریابی محتوایی ، بازاریابی ایمیلی ، بازاریابی رسانه های اجتماعی و تست A / B انجام میشه.

هکرهای رشد  (GROWTH HACKER ) از روشهای کم هزینه و جایگزین های مناسب برای بازاریابی سنتی استفاده میکنن به عنوان مثال استفاده از شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی ویروسی به جای خرید تبلیغات از رادیو و تلویزیون و روزنامه در بازاریابی سنتی یکی دیگه از روش‌های هکرهای رشد محسوب میشه.

اصطلاحات استارتاپی حرف H عبارتند از :

  • Hidden Champions قهرمان پنهان

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست. قهرمانان پنهانی شرکت‌های نسبتا کوچیک اما بسیار موفق هستن که در پشت پرده بی توجهی، نامرئی‌بودن و بعضی اوقات محرمانه پنهان شدن‌. اصطلاح قهرمانان پنهان، توسط هرمان سیمون ساخته شد. اون برای اولین بار از این اصطلاح به عنوان سرفصل یک نشریه، در ژورنال علمی مدیریت آلمانی استفاده کرد، که رهبران بازار جهانی کوچک، بسیار تخصصی در آلمان رو توصیف میکرد. بر طبق تعریف ایشون، برای اینکه یک شرکت به عنوان یک قهرمان پنهان مطرح بشه؛ باید سه معیار داشته باشه :

  1. سهم بازار شرکت شماره یک ، دو یا سه در بازار جهانی باشه.
  2. درآمد کمتر از ۴ میلیارد دلار داشته باشه.
  3. در فضای عمومی جامعه کمتر شناخته شده باشه.
  • Holding Company شرکت هلدینگ

یک ابر شرکت که صاحب اوراق قرضه یک شرکت دیگه هست که در اکثر موارد قدرت کنترل رای‌گیری‌ها رو داره.

  • Holding  Period بازه زمانی نگهداری

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و مدت زمانی که یک سرمایه‌گذار، سرمایه خاصی رو‌ پیش خودش نگه داشته. این بازه زمانی از تاریخ خرید سهام یا اوراق شروع شده و با فروش اون به پایان میرسه و تعیین میکنه که یک ضرر یا سود برای اهداف بدست آوردن سرمایه مالیاتی به صورت طولانی مدت یا کوتاه مدت بوده.

  • Home Run هوم ران

وقتی که یک شرکت ، استراتژی خروج داره و ۲۰ برابر یا بیشتر از سرمایه اولیه سرمایه‌گذار رو بر میگردونه.

  • Honeypot هانی پات

یکی  از اصطلاحات استارتاپی هست و یک پیشنهاد خیلی جذاب، برای فریب دادن و وسوسه‌کردن یک گروه از مخاطبای خاص هست.

  • Hot Issue صدور پر حرارت

سهام جدیدا صادر شده که درخواست بالایی از طرف عموم مردم داره. به طور فنی، حالتیه که در اون هزینه ثانوی بازار بر روی اطلاعات موثر‌، بالاتر از هزینه پیشنهادی سهام صادر شونده جدیده. یعنی هزینه سهامی که صادر میشه پایین‌تر از بازاره. سهام صادر شده پرحرارت، معمولا افزایش شدیدی رو در قیمت خودش در زمان عرضه  اولیه تجربه میکنن که دلیل اون درخواست خیلی زیاد مشتری‌ها از تعداد سهام موجوده.

  • Hurdle Rate نرخ بازدهی مبنا

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست که میگه  نرخ بازگشت سرمایه داخلی که باید قبل از دریافت سودهای افزایش یافته از عایدات سرمایه از طرف شرکای عمومی و مدیران شرکت بدست بیاد. اغلب اوقات، در صورتی که نرخ بازگشت سرمایه مورد انتظار کمتر از نرخ بازدهی مبنا باشه، پروژه راه‌اندازی انجام نمیشه.

اصطلاحات استارتاپی حرف I عبارتند از :

  • Idea Validation اعتبارسنجی ایده

اعتبارسنجی ایده مجموعه روشهایی هست که کمک میکنه در ابتدای شکل‌گیری یک ایده کسب و کار یا استارتاپ، میزان خطر پذیری ایده، جذابیت و میزان تطابق اون با نیازهای مشتری هدف تا حد زیادی شناسایی بشن. هدف از اعتبارسنجی کشف هدفمند نقاط ضعف و قوت ایده بر اساس نیاز بازار یا مشتریه.

این اعتبارسنجی میتونه بر اساس ارزش خلق شده یا هزینه اجرایی صورت بگیره.

  • Illiquid سرمایه غير قابل تبدیل به پول

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و میگه سرمایه‌ای که نمیتونیم به راحتی اونا رو فروخت و به پول نقد تبدیل کرد. خلاف سهام عمومی که همیشه بازارشون آماده هست، سرمایه‌گذاری‌های فرشته معمولا به مدت ۵ تا ۱۰ سال نگهداری میشن.

  • Impact Investing سرمایه گذاری تاثیری

سرمایه‌گذاری‌های مالی که قصد تاثیرگذاری مثبت بر جامعه رو هم دارن.

  • In – Licensing Agreement توافق نامه اعطای مجوز

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست  که میگه قراردادهای بسته شده با گروه‌های بیرونی یا شخص ثالث که تحت این‌ها به استارتاپ اجازه داده میشه تا بر اساس شرایط مشخص شده، از تکنولوژی‌های خاصی استفاده کنن که این گروه های شخص ثالث مالک اون‌ها هستن.

  • Income Statement صورت درآمد

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و صورتحساب مالی که نشون دهنده عملکرد مالی شرکت در یک بازه زمانی مشخصه و درآمدها و مخارج سازمان رو ترسیم میکنه. همچنین درآمد خالص رو نشون میده که برابره با درآمد کلی منهای مخارج کلی. از اونجایی که این صورت شامل اقلام نقدی و غیرنقدی هست، نشون‌دهنده گردش پولی یا نقدینگی خالص نیست.

  • Incubator مرکز رشد

یک سازمان تاسیس شده برای حمایت از توسعه و رشد استارتاپ‌ها با دوره دسترسی متوسط ۱ تا ۳ سال به تسهیلات ( فضاهای دفتری و آزمایشگاهی )، منابع و برنامه‌های توسعه‌ای، که به طور بالقوه شامل مربی‌گری هست. مراکز رشد از این لحاظ با شتاب‌دهنده‌ها فرق دارن که معمولا بر روی تسریع رشد در یک بازه تعریف شده کوتاه‌تر تمرکز دارن، در حالیکه شتاب‌دهنده‌ها بر روی توسعه شرکت و محصولات اون در بازه طولانی مدت تمرکز دارن.

  • Influencers تأثیرگذاران

تأثیرگذاران افرادی هستن که به دلیل نفوذ، دانش، موقعیت یا رابطه، قدرت تحت تأثیر قرار‌دادن تصمیمات خرید دیگران رو دارن. تو خریدهای شخصی مصرف کنندگان نهایی، اعضای گروه هم سنا یا گروه مرجع و در خرید سازمانی ، کارمندای داخلی ( مهندسان ، مدیران ، خریداران) یا مشاورین خارجی به عنوان تأثیرگذاران عمل می کنن. تاثیرگذاران به سختی کار میکنن تا روابطشونو گسترش داده و جایگاه و موقعیت شون رو در حوزه تخصصی‌شون بهبود و حفظ کنن . نزدیک شدن و انتشار نظرات مثبت تاثیرگذاران حوزه استارتاپی‌تون کمک میکنه تا پیامتون رو به مخاطبای بیشتر و با سرعت بالا انتقال بدین. این نکته رو باید متذکر شد که لزوما اونهایی که فالوورهای بیشتری دارن نمیتونن تاثیرگذارای خوبی باشن. شناسایی تاثیرگذارای هر حوزه نیاز به حضور مستمر در اون اکوسیستم و شناسایی افراد کلیدیش داره که عمدتا زمانبر هم خواهد بود.

  • Information Rights حقوق اطلاعات

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست که یک بند که معمولا در قراردادهای حقوق سرمایه‌گذارها یافت میشه که استارتاپ‌ها رو ملزم میکنه تا اطلاعات جدید و به روزی رو به صورت دوره‌ای، مثلا فصلی یا سالانه در ارتباط با امور هئیت مدیره و شرکت به سهامداران اقلیت ارائه بدن.

  • IPO:  Initial Public Offering عرضه اولیه سهام

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی رایج هست. عرضه اولیه سهام یا IPO ، اولین فروش سهام توسط یک شرکت خصوصی به عموم مردم هست. IPO ها معمولا برای شرکت های کوچیکتر و جدیدتر هستن که به دنبال سرمایه‌ای جهت توسعه کسب و کارشون هست. اولین فروش یا توزیع سهام یک شرکت پورتفولیو به عموم مردم IPO  معمولا فرصتی برای سرمایه‌گذارهای موجود هستن ( معمولا سرمایه گذاران خطرپذیر ) تا بازگشت‌های سرمایه‌ای چشمگیری رو بر سرمایه‌گذاری اولیه خودشون دریافت کنن. در حین بازه‌های زمانی که بازار سیر نزولی پیدا میکنه و یا اصلاح میشه، برعکس این مورد اتفاق می‌افته.

این مورد اولین فروش یا تخصیص سهام یک شرکت خصوصیه که در دسترس عموم قرار گرفته. IPO ها رو میشه به شرکت‌های جدید و با سابقه توزیع کرد که به دنبال توسعه با ضمانت کردن سهامی عام هستن.

  • Institutional Investors سرمایه‌گذارهای موسسه‌ای

سازمان‌هایی که به صورت حرفه‌ای سرمایه‌گذاری میکنن، از جمله شرکت‌های بیمه، سازمان‌های سپرده‌گذاری، صندوق های بازنشستگی، شرکت‌های سرمایه‌گذاری‌، صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک و صندوق‌های موقوفه مالی.

سرمایه‌گذارهای موسسه‌ای غالبا به شرکت‌های بیمه، صندوق‌های بازنشستگی و شرکت‌های سرمایه‌گذاری اشاره داره که پس‌اندازهایی رو جمع‌آوری کرده و برای بازارها منابع مالی تدارک میبینن، ولی ممکنه به انواع دیگه‌ای از سرمایه‌های موسسه‌ای مانند صندوق‌های موقوفه مالی، موسسه‌های خیریه و غیره هم اشاره داشته باشه.

  • Intrapreneur کارآفرین درون سازمانی

فرآیندی هست که کارآفرین طی میکنه تا فعالیت کارآفرینانه‌ای رو در سازمانی که معمولا سنتی و بوروکراتیک هست به ثمر رسوند.

  • Invention  Assignment Agreement قرارداد تخصيص اختراع

قراردادی که طبق اون موسسان، کارکنان، پیمانکاران، توسعه‌دهندگان و دیگران، حقوق مالکیت معنوی و فکری مورد خاصی را به یک شرکت اختصاص میدن. معمولا، این ذی‌نفعان یا گروه‌های دیگه مرتبط در شرکت، این مورد رو شناسایی و قبول میکنن که هر گونه دارایی معنوی توسعه داده شده توسط اون‌ها در حین کار برای شرکت یا به همراه شرکت، چه به صورت انفرادی و چه با ذینفعان دیگه ، دارایی‌های شرکت حساب میشن. این مورد رو میشه برای دارایی‌های معنوی اعمال کرد که موسسان یا افراد دیگه ممکنه در هنگام تاسیس یک استارتاپ به اون بخشیده باشن.

  • Investment Banks بانک‌های سرمایه‌گذاری

بانک سرمایه‌گذاری یک مداخله‌کننده مالی هست که خدمات متنوعی رو انجام میده که عبارتند از تعهد به خرید اوراق بهادار، ایفای نقش به عنوان یک میانجی‌گر در بین صادرکننده اوراق بهادار و طرف سرمایه‌گذاری کننده، کمک و تسریع معاملات ادغام دو شرکت و سازماندهی‌‌های مجدد دیگه شرکت، و همچنین ایفای نقش به عنوان یک کارگزار برای مشتری‌های موسسه‌ای.

  • Investment  Letter نامه سرمایه‌گذاری

یک نامه امضا شده توسط یک سرمایه‌گذاره که اوراق قرضه طولانی مدت ثبت نشده رو خریداری میکنه، که در آن سرمایه‌گذار، ماهیت سرمایه گذاری طولانی مدت این خرید رو گواهی میده. این اوراق باید حداقل یک سال نگه داشته بشن تا بشه اون‌ها رو فروخت.

  • Investment Round دور سرمایه‌گذاری

یک یا چندین سرمایه‌گذاری انجام شده در یک شرکت خاص توسط یک یا چندین سرمایه‌گذار که اساسا با شرایط یکسان و به صورت همزمان انجام میشن.

  • Issued Shares سهام صادر شده

به  تعداد سهام عادی که شرکت فروخته یا صادر کرده میگن.

  • Issuer صادر کننده

شرکتی که به وسیله یک پورتال یا یک کارگزار فروشنده و از طریق تامین سرمایه جمعی مبتنی بر اوراق بهادار و صادر کردن ضمانت ( حق مالکیت سهام یا بدھی ) برای هر یک از سرمایه‌گذارهای خود در عوض پول اون‌ها، اقدام به جمع‌آوری سرمایه میکنه.

به سازمانی اشاره داره که اوراق صادر میکنه یا پیشنهاد صدور اوراق رو میده.

اصطلاحات استارتاپی حرف j عبارتند از :

  • J – curve منحنی جی

ظاهر یک نمودار که نشون‌دهنده پیشروی مقدار عادی یک سرمایه‌گذاری انجام شده در مراحل اولیه هست. معمولا بلافاصله بعد از سرمایه‌گذاری اولیه و در حین بازه مرحله اولیه، این مقادیر کاهش پیدا میکنن، ولی در سال‌های بعدی و پس از دستیابی شرکت به سوددهی، به طور چشمگیری افزایش پیدا میکنه.

اصطلاحات استارتاپی حرف K عبارتند از :

  • Key Employees کارکنان کلیدی

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست. مدیریت حرفه‌ای جذب شده توسط موسس برای اداره کردن شرکت. کارکنان کلیدی با اسناد عندالمطالبه و مالکیت شرکت، در شرکت حفظ و نگهداری میشن یعنی به موندن در شرکت متقاعد میشن.

اصطلاحات استارتاپ حرف L عبارتند از :

  • Later Stage مرحله دیر هنگام

یک مرحله از رشد شرکت که توسط محصولات ماندنی در بازار ( قابل عرضه و بقا در بازار ) ، بازار فروش توسعه داده شده، مشتری‌های زیاد، افزایش درآمد پایدار، سودها و جریان نقدی مثبت از عملیات‌ها شناسایی و مشخص میشه. شرکت‌هایی که در مرحله دیر هنگام هستن، معمولا برای IPO نامزد میشن . سرمایه‌گذاری در دور C یا بعد از اون به عنوان مرحله دیر هنگام شناخته میشه.

  • Later – stage Company شرکت در مرحله دیر هنگام

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و شرکتیه که در مرحله بلوغ رشد و توسعه خود قرار داره. بر خلاف شرکت‌های موجود در مراحل زود هنگام، شرکت‌های مرحله دیر هنگام تونستن به صورت موفقی محصولات و خدمات خودشون رو تجاری کنن که به صورت عمومی در دسترس هستن و جریان نقدی چشمگیری تولید کردن. بسیاری از سرمایه‌گذاران خطرپذیر معمولا در شرکت‌های بالغ سرمایه‌گذاری میکنن چون ریسک اون‌ها کمتره، تاسیس اون‌ها به صورت کامل تموم شده و ثابت شده که از لحاظ مالی موفق هستن.

  • Law of Large  Numbers قانون اعداد بزرگ

یک نظریه که پیشنهاد میده که متوسط نتایج به دست اومده از تعداد زیادی از آزمایش‌ها باید نزدیک به مقدار مورد انتظار باشه، که باعث تضمین ثبات نتایج طولانی مدت برای میانگین رویدادهای اتفاقی میشه.

وقتی که این قانون به سرمایه‌گذاری فرشته اعمال میشه پیشنهاد میکنه که تعداد زیادی از سبدهای سهام ( پورتفولیو ) سرمایه‌گذاری، که همواره با گذر زمان انجام شدن، نتایج شديدا مثبتی برمیگردونن.

  • Lead Investor سرمایه‌گذار رهبر

سرمایه‌گذار اصلی در یک دور تامین مالی جمعی. این سرمایه‌گذار معمولا بزرگترین سرمایه‌گذار در دور جمعی هست و اصولا مذاکره شرایط مرتبط با اسناد سرمایه‌گذاری‌ها رو سازماندهی کرده و رهبری میکنه.

  • Lean Startup استارتاپ ناب

یکی  از اون اصطلاحات استارتاپی  رایج هست و یک متدولوژی مدرن، حرفه ای، محبوب و موفق کارآفرینی هست. استارتاپ ناب سیستمی است برای ساخت یک کسب وکار یا محصول در موثرترین راه ممکن برای کاهش ریسک شکست . در این رویکرد برای راه اندازی کسب وکار و محصول همه ایده‌های محصول و کسب و کار فرضیاتی تلقی میشن که باید با آزمایش‌کردن سریع در بازار اعتبار‌سنجی بشن‌. این رویکرد بر آزمایش‌کردن علمی‌، بیرون دادن تکرارشدنی محصول و بازخورد مشتریان استواره تا به یادگیری معتبر برسه. همانند رویه‌های مدیریت ناب، فلسفه استارتاپ ناب به دنبال حذف کارهای بی فایده و افزایش کارهای ارزش‌آفرین در طی فاز ساخت محصوله به گونه‌ای که استارتاپ‌ها بتونن بدون نیاز به سرمایه‌گذاری کلان بیرونی‌، طرح‌های کسب و کار مفصل و محصولی بی نقص با شانس موفقیت بیشتر داشته باشن.

  موفق‌ترین استارتاپ‌ها در سال 1400

کمال در ساخت محصول، طرح‌های کسب وکار دراز‌مدت در یک بازار غیرقطعی یا ناشناخته، یا فرضیات اعتبارسنجی نشده همگی چیزایی هستن که به افرادی که از استارتاپ ناب بهره میبرن از اون‌ها پرهیز میکنن.

  • Leveraged Buyout تملک اهرمی یا خرید استقراضی

به دست آوردن اکثریت سهام شرکت و تصاحب اون با استفاده از ترکیبی از حق مالکیت و سرمایه‌های قرض شده. به طور کلی، دارایی‌های شرکت مورد هدف به عنوان یک وثیقه برای وام‌های گرفته‌شده توسط گروه تصاحب کننده عمل میکنه. بعد از اون گروه تصاحب‌کننده، وام های گرفته شده را از طریق جریان نقدی شرکت تصرف شده بازپرداخت میکنه. مثلا ممکنه یک گروه از سرمایه‌گذاران با استفاده از دارایی‌های شرکت به عنوان وثیقه، مبالغی رو قرض بگیرن تا بتونن یک شرکت رو تصرف کنن. یا اینکه مدیریت یک شرکت ممکنه از این ابزار به عنوان یک رابط برای پس گرفتن کنترل شرکت استفاده کنه که با تبدیل شرکت از حالت عمومی به خصوصی ممکن میشه.

در بسیاری از LBO ها، سهامداران عمومی، حق العملی برابر با قیمت سهام در بازار دریافت میکنن. این یک شیوه کسب و کاری سلطه جویانه هست که به موجب اون سهامداران با یک ابر شرکت از سرمایه‌های قرض گرفته شده ( اوراق قرضه ریسک بالا، وام‌های بانکی مرسوم و غیره) یا بدهی‌ها برای تامین مالی تصرف یک شرکت دیگه استفاده میکنن. نسبت بالای بدهی به حق مالکیت سهام، سرمایه‌گذارها رو قادر به تملک یا خرید یک شرکت کوچکتر با کمترین میزان پول نقد میکنه. تملک‌های اهرمی یا خریدهای استقراضی میتونن دوستانه یا خصومت‌آمیز باشن، که بستگی به مذاکرات انجام شده داره.

  • Venture Capital Limited Partnership شراکت محدود سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر

نوعی شراکت محدوده که تشکیل شده تا در کسب و کارهای کوچیک با پتاسیل رشد استثنایی، سرمایه‌گذاری کنن.

  • Limited Partnerships شراکت محدود

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست. یک سازمان تشکیل‌شده از یک شریک عمومی، که سرمایه‌ها رو مدیریت میکنه، و شرکای محدود، پول سرمایه‌گذاری میکنن ولی مسئولیت محدودی دارن و در مدیریت روزانه سرمایه‌ها نقشی ندارن. در یک سرمایه‌گذاری مخاطره آمیز عادی، شریک عمومی، دستمزدی برای مدیریت و درصدی از سودهای بدست اومده یا سودهای به تعویق افتاده رو دریافت میکنه.

شرکای محدود هم درآمد، عواید سرمایه‌ای و مزایای مالیاتی دریافت میکنن. شراکت محدود یک سازمان کسب و کاری با یک یا چندین شریک عمومی یا جامع هست، که کسب و کار رو مدیریت میکنن و بدهی‌ها و تعهدات حقوقی رو تقبل میکنن، همچنین یک یا چندین شریک محدود در این سازمان‌ها وجود داره، که مسئولیت اون‌ها فقط در اندازه سرمایه‌گذاری‌هایی هست که انجام میدن. شراکت محدود یک ساختار قانونی استفاده شده توسط بسیاری از سرمایه‌گذاران خطرپذیر و خصوصی هست. شرکای محدود همچنین از داشتن دسترسی به جریان نقدی شراکت بهره میبرن، ولی در قبال تعهدات شرکت مسئول نیستن.

  • Liquidation تسویه امور

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و وقتی که یک کسب و کار ورشکست میشه یا به اون خاتمه داده میشه دارایی‌های اون فروخته میشن و با مبالغ به دست اومده از اون بدهی‌های طلبکاران پرداخت میشه. هر مبلغی که پس از این کار باقی بمونه در بین سهامداران توزیع میشه. فرآیند تبدیل اوراق قرضه به پول نقد و فروش دارایی‌های یک شرکت به یک یا چند تصرف کننده، جهت پرداخت بدهی‌ها. در صورتی که یک شرکت امور خودش رو تسویه کنه، مطالبه‌های بستانکاران با وثیقه و بدون وثیقه و صاحبان اوراق قرضه و سهام ممتاز، ارجحیت بیشتری نسبت به مطالبه‌های صاحبان سهام عادی دارن. تسویه امور، فروش دارایی‌های یک شرکت پورتفولیو به یک یا چندین تصرف‌کننده شرکتی در زمانیه که سرمایه‌گذارهای خطرپذیر بخشی از هزینه‌های حاصل از فروش را دریافت میکنن.

  • Liquidation Preference اولویت تسویه امور

اولویت تسويه امور، حق دریافت هزینه خاصی برای سهام هست که در زمان تسویه امور کسب و کار پیش میاد.

  • Liquidation Waterfall آبشار تسویه امور

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست . ترتیبی که در اون همه گروه‌ها از جمله سرمایه‌گذارها، کارکنان، بستانکاران و دیگران در صورت تسویه امور شرکت به دلیل ورشکستگی یا تصرف شرکت، پول و سرمایه دریافت میکنن.

  • Liquidity Event رویداد نقدینگی

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست که یک رویداد که به یک VC اجازه میده تا منفعت یا زیان یک سرمایه‌گذاری رو برآورد کنه. پایان حضور یک سرمایه‌گذار خصوصی در اقدامات کسب و کاری با چشم‌اندازی برای برآورد‌کردن بازگشت درونی سرمایه. خیلی از راه‌های خروج شامل عرضه اولیه سهام یاIPO ها، بازخرید سهام فروخته شده، فروش تجاری ( فروش شرکت در مراحل اولیه ) و تملک ( خرید ) ثانویه هستن. (اصطلاح استراتژی خروج رو ببینین ).

این رویداد نشون دهنده استراتژی خروج عادی خیلی از کارآفرین‌ها و سرمایه‌گذارهاست. زمانی که یک شرکت خریداری میشه ( از طریق ادغام و تصرف ) یا وقتی که یک IPO انجام میشه، حق مالکیت سهام به پول نقد تبدیل میشه. رویداد نقدینگی روشیه که با اون یک سرمایه‌گذار برای تموم‌کردن یک سرمایه‌گذاری برنامه‌ریزی میکنه. رویداد نقدینگی با نام استراتژی خروج هم شناخته میشه.

  • Litigation دعوى قضایی در دادگاه

اقدام حقوقی یا دفاع از یک حق قانونی ، که با نام دعوى قضایی مطرح شده هم شناخته میشه. یک دعوى قضایی ممکنه در بین دو گروه مخالف هم حل و فصل بشه، ولی معمولا در یک دادگاه قضایی ارائه و حل میشه.

  • Loan to Value نسبت وام به ارزش

این نسبت معمولا در ارزیابی ریسک وام‌های املاک استفاده میشه، که در آن قیمت تخمین زده شده ملک مورد نظر رو میشه به صورت عینی‌تر مشخص کرد. هر چقدر LTV بالاتر باشه، ریسک وام هم بالاتر میره . ممکنه بانک‌ها در وام‌دهی یک مقدار حداکثر خاصی را برای LTV مشخص کنن.

  • Lock – up Period بازه زمانی قفل کردن

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست. بازه زمانی که در اون سهامداران خاص موافقت میکنن که از حق فروش سهام خود در یک شرکت عمومی خودداری و چشم پوشی کنن. بانک‌های سرمایه‌گذاری که برای عرض اولیه سهام متعهد میشن، به طور کلی برای دوره‌های زمانی خاصی روی حالت قفل‌کردن اصرار میکنن که معمولا ۱۸۰ روز برای سهامداران بزرگ هست ینی کسایی که ۱ ٪ یا بیشتر از سهام مالکیت دارن، تا با اینکار اجازه به وجود اومدن و توسعه یک بازار فروش منظم رو فراهم کنن.

سهامدارانی که در این بازه زمانی تحت حالت قفل کردن قرار میگیرن، معمولا عبارتند از اعضای تیم مدیریتی و هیئت مدیره شرکت، شرکای استراتژیک و سرمایه‌گذاران بزرگ دیگه مشابه به اون‌ها. این سهامداران معمولا قبل از IPO و با قیمتی خیلی پایین‌تر از قیمت ارائه شده به عموم مردم سرمایه‌گذاری کردن و از این جهت سود خیلی زیادی به دست میارن. اگه سهامداری که در بازه زمانی قفل‌کردن تحت این حالت قرار داره، سعی در فروش سهام خودش داشته باشه، مامور تبدیل‌کننده سهام اجازه نمیده که این فروش به صورت کامل انجام بشه.

بازه زمانی قفل‌کردن، بازه‌ای هست که در اون یک سرمایه‌گذار باید مدتی برای فروش یا معامله سهام شرکت ( به خاطر استراتژی خروج ) صبر کنه؛ معمولا در یک عرضه اولیه سهام، بازه زمانی قفل کردن توسط متعهد شوندگان اوراق تعیین میشه.

  • Logo لوگو

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی خیلی خیلی رایج هست و نمادهایی که یک شرکت یا محصولات و خدمات اون رو شناسایی کرده و نشون میده. ممکنه یک شعار تبلیغاتی یا یک بیانیه معرفی‌کننده مرتبط با شرکت یا محصولات و خدمات اون باشه.

اصطلاحات استارتاپی حرف  M عبارتند از :

  • Mafia مافيا

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست که توی بازی شهروند مافیا اسمشو شنیدیم. اینجاهم هست! یک کلمه محاوره‌ای‌ در زمینه تامین مالی که برای توصیف ارتباطات بی پایه افرادی به کار میره که سابقا در یک شرکت تکنولوژی شدیدا موفق، مثل گوگل، فیسبوک، پی پال یا لینکدین، به عنوان موسس، کارکنان اولیه یا سرمایه‌گذار حضور دارن.

  • Main Street Business کسب و کار خیابان اصلی

یک کلمه استفاده شده برای اشاره به کسب و کارهای کوچیک خانوادگی مثل خرده فروش‌ها و تامین‌کنندگان خدمات محلیه. این کسب و کارها معمولا توسط خانواده‌ها برای منفعت‌رسانی به خانواده اداره میشن و در اون‌ها اهدافی مثل تسویه امور کسب و کار مثل فروش یا IPO استراتژیک شرکت وجود نداره . در نتیجه، این کسب و کارها معمولا توسط سرمایه‌گذاران فرشته یا VC ها تامین مالی نمیشن .

  • Major Investor سرمایه‌گذار اصلی

هر سرمایه‌گذاری که بیشتر از یک مقدار تعیین شده در یک دور خاص سرمایه‌گذاری میکنه و از این رو حق داشتن اطلاعاتی خاص یا رای‌دادن رو به دست میاره.

  • Management Buy – in خریدن سهام توسط تیم مدیریت خارجی

خرید کسب و کار توسط یک تیم از مدیران خارجی که پشتیبانی‌کننده‌های مالی پیدا کردن و قصد دارن خودشون به صورت فعال کسب و کار رو مدیریت کنن .

  • Management Buy – out خریدن سهام توسط تیم مدیریت

یکی  دیگه از اصطلاحات استارتاپی هست و سرمایه‌های فراهم شده برای قادرکردن تیم مدیریت عملیاتی شرکت به تصرف یک خط تولید محصول یا تصرف یک کسب و کار، که ممکنه در هر مرحله‌ای از رشد و توسعه خود بوده و از یک شرکت عمومی یا خصوصی باشن.

  • Management  Fee حق العمل مدیریت

انعامی که معمولا به صورت سالانه از یک سرمایه مالی موجود به شریک عمومی یا مشاور سرمایه‌گذاری پرداخت میشه تا هزینه‌ها و مخارج مدیریت این سرمایه، در زمینه ارتباطات سرمایه‌گذار پوشش داده بشه و برای او‌ن‌ها جهت خدمات و تخصص‌شون انعام داده بشه.

  • Management Team تیم مدیریت

افرادی که عملیات‌ها و فعالیت‌های یک استارتاپ یا سرمایه بدست اومده از سرمایه‌گذاران خطرپذیر و فرشته رو نظارت و مدیریت میکنن.

  • Market بازار

بر اساس تقاضای موجود برای محصولات و فرآورده‌ها، این کلمه به ترتیبات اجتماعی اشاره داره که به موجب اون مصرف‌کننده‌ها لوازم و خدماتی رو از کسب و کارها و فروشنده‌های انفرادی، در قبال پول خریداری میکنن. مبادله‌های انجام شده در بین مصرف‌کننده و فروشنده به اقتصاد بازار کمک میکنن که شدیدا به این معامله‌ها برای پایداری اقتصادی نیاز دارن.

  • Market  Capitalization ارزش بازار

ارزش کلی همه سهام موجود در دست سهامداران هست که با ضرب‌کردن میزان سهام در ارزش فعلی به ازای هر سهام محاسبه میشه. قبل از یک IPO، ارزش بازار توسط تخمین زدن رشد آتی شرکت و مقایسه اون با شرکت های عمومی و خصوصی دیگه پ مشابه به اون به دست آورده میشه.

  • Market  Channel کانال ارتباطی بازار

منابع و فرآیندهای مورد نیاز برای تسریع و کمک به انتقال مالکیت اجناس و یا خدمات از نقطه ساخت و تولید به نقطه تصرف و خرید توسط مصرف کننده‌ها.

  • Mentee منتی ( تعلیم گیرنده )

منتی که معادل فارسی بهتر از « تعليم گیرنده » نتونستم براش پیدا کنم، میشه اون فردی که منتور اون رو آموزش میده، توصیه‌ها و مشاوره‌های مربوطه رو بهش میده و اون فرد میتونه با یک ارتباط موثر و دوطرفه از تجربیات و دانش منتور یا منتورها برای رسیدن به اهداف خودش یا استارتاپش استفاده کنه. یک تعلیم گیرنده خوب با اعتماد به تجربه و دانش منتور، سعی میکنه تمام توصیه‌ها و مشاوره‌های اون رو دریافت کنه و براساس نیاز و شرایط کسب و کار خودش به اون‌ها جامه عمل بپوشونه.

  • Mentor منتور

مربی یا منتور میتونه یک کارآفرین، صاحب کسب و کار یا استارتاپ، یک فعال، متخصص يا خبره حوزه استارتاپی و هر کسی باشه که فکر میکنه این توانایی رو داره که با در اختیار گذاشتن تجربه و دانش خودش با بقیه ( تعلیم گیرنده ) بهش کمک کنه.

تا چیزی رو یاد بگیره که در حالت اون فرد ، آهسته تر و نامطلوب تر یاد میگرفت یا اصلا یاد نمیگرفت. مربیگری فرصتیه برای کمک به رشد به فرد یا تیم استارتاپی دیگه. این یک شراکت دوجانبه هست، جایی که هردوی اون‌ها دانش و تجربه رو برای حداکثر کردن ظرفیت تعلیم‌گیرنده تسهیم میکنن و به تعلیم گیرنده کمک میکنن تا به هدف‌هاش برسه. به دلیل اینکه مربیگری بر پایه توافق دوجانبه ست، برای هر وضعیتی مناسب نیست.

مربیگری برای این موارد نیست:

  1.  فرصتی برای تصحیح رفتارها یا اعمال یک فرد
  2. هدایت یک فرد برای در پیش گرفتن اقداماتی برای رسیدن به اهدافی
  3. سرپرست یا کارشناس بودن، با در دست داشتن پاسخ همه سوالات .
  • Merge & Acquisition مالکیت و ادغام

زمانیه که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگتر خریداری یا با اون ادغام میشه. این اتفاق به صورت دوستانه ( همراه با توافقنامه) یا خصمانه ( بدون توافقنامه ) انجام میشه.

  • Merger ادغام

ترکیب نهادهای کسب و کاری که تحت اون، انتظار بهبود این نهادها از همکاری بالقوه و حذف عوامل تکراری ساخت و تولید مانند ماشین‌آلات، تجهیزات و نیروی کاری به وجود میاد و استفاده بهینه از سرمایه‌های موجود در این زمینه باعث افزایش درآمدها و سودهای بوجود اومده در شرکت میشه.

  • Micro – VC میکرو وی سی

عبارت صحیح برای سازمان‌هایی که غالبا به عنوان فرشته شناخته میشن. با ساختاری شبیه به سرمایه‌گذاری خطر پذیر مرسوم، میکرو VC معمولا اندازه بسیار کوچیکتری دارن، تعداد شرکای اون کمتره که مبالغ کمتری رو در مراحل اولیه شرکت سرمایه‌گذاری میکنن.

  • Minority Enterprise Small Business Investment Companies شرکت‌های اقلیتی سرمایه‌گذاری کسب و کار کوچیک

تجارتخانه‌های بوجود اومده با سرمایه‌های خطرپذیر دارای امتیاز از طرف دولت هستن که فقط میتونن در شرکت‌هایی سرمایه‌گذاری کنن که حداقل ۵۱ درصد از اون‌ها تحت مالکیت اعضای یک گروه اقلیتی هست.

  • Month over Month ماه به ماه

یک مقایسه مالی که یک عامل عملکردی خاص رو برای یک ماه مشخص شده با همان عامل عملکردی ماه قبل مقایسه میکنه. مقایسه‌های ماه به ماه میتونند به صورت مستقیم خود عامل‌های عملکردی رو مقایسه کنن، و یا تفاوت بین عامل‌ها را به صورت مطلق و یا درصدی مقایسه کنن.

  • Monthly Active Users کاربران فعال ماهانه

کاربران متمایز وبسایت که با پیشنهادها یا خدمات ارائه شده توسط سایت در یک ماه خاص تعامل دارن.

  • Mutual  Fund صندوق سرمایه گذاری مشترک

صندوق سرمایه گذاری مشترک، یا صندوق سرمایه‌گذاری با سرمایه متغیر، به میزانی سهام میفروشه که سرمایه‌گذارها درخواست داده باشن. با جریان یافتن پول به درون صندوق، صندوق رشد میکنه. اگه پول به بیرون جریان داشته باشه، تعداد سهام موجود در دست سهامداران کاهش پیدا میکنه. صندوق‌های سرمایه‌گذاری با سرمایه‌های متغیر برخی از اوقات برای سرمایه‌گذارهای جدید بسته هستن، ولی سرمایه‌گذارهایی که قبلا در اون سرمایه‌گذاری کردن، هنوز هم میتونن به سرمایه‌گذاری ادامه بدن، اگه یک سرمایه‌گذار قصد خرید سهام اضافی رو در صندوق سرمایه‌گذاری مشترک داشته باشه، باید سهام صادر‌شده جدید رو به صورت مستقیم از خود صندوق خریداری کنه. ( اصطلاح صندوق‌های سرمایه‌گذاری محدود رو هم ببینین)

‫13 نظر ارسال شده در “ واژگان و اصطلاحات استارتاپی

    • رضا ذوالعلی :

      سلام خواهش می کنم پیام جان ، نگارش مقاله واژگان و اصطلاحات استارتاپی مانند سایر مقالات استارتاپی جز وظایف تیم محتوای من بوده است ، من از شما متشکرم که با نظر مثبت خود به انرژی برای ادامه این مسیر دادید 🙂

    • رضا ذوالعلی :

      سلام خواهش می کنم فاطیما خانم عزیز ، خوشحالم که مقاله لغات تخصصی استارتاپ برای شما مفید واقع شده و به شما کمک کرده است 🙂

    • رضا ذوالعلی :

      سلام ، خواهش می کنم مهیا جان ، بسیار خرسندم که شما از محتوا راضی بودید
      من از شما متشکرم که با نظر خود ما را به ادامه دادن این مسیر تشویق کردین 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *